بوسيده بود .
- و فرزندانش در زنجير اسارت طاغيان نالان بودند و با شلاق پاسخشان را مىدادند .
- و زنان او در اطرافش گريان بودند ، پدرم فداى زنان داغديده باد .
- بهترين آقايان را صدا مىكردند كه از منازلشان مهاجرت كرده بودند و با وحشيان صحرا مانوس شده بودند .
- پدرم فداى ماههايى كه در مدينه طلوع كردند و در غاضريه غروب نمودند .
- شيران جنگاورى كه گرسنگى پاكدامنى آنها را لمس نكرده و كسى كه به آنها وارد شود درمانده نمىشود .
- كسى كه به ايشان وارد شود از جهت بزرگوارى به باران تندى برخورد كرده است اگر چه شير بچه باشد .
- دستهاى دشمنان ايشان را از منازلشان جدا كرد . پدرم فداى گروهى كه از منازل خود آواره گرديد .
- به اجبار گردش نمودند ، حال آنكه مرگ درپى آنها بود و چارهاى نداشتند .
- وطن براى آنها تنگ شده بود ، ساحل فرات را جايگاه خود قرار دادند .
- طاغوت بر ايشان پيروز شد ، باور نمىكنيم كه مرغ دريايى بر باز فايق آيد .
- آب فرات را كه در نزديكى آنها بود از ايشان منع نمودند و ريختن خونشان را حلال دانستند .
- سرهايشان را جدا كردند و بر سر نيزهها نصب نمودند .
- اسرا بر فقدان شهدا گريه مىكردند ، در حالى كه دربند بودند .
- يكى آغشته به خون بود و ديگرى را به زنجير بسته بودند .
- از عجايب است شيران دربند و سگان بر شيران مسلط بودند .
- دلم براى زين العابدين مىسوزد كه در زير غل و زنجير دست و پا مىزد .
- در زير زنجير گران بىتابى مىكرد و بر مصيبتها بيمناك بود .
- جانم فداى اسير ! اى كاش گونهام در ميان محمل مخملى بود .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 514
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥١٤