تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
بوسيده بود . - و فرزندانش در زنجير اسارت طاغيان نالان بودند و با شلاق پاسخشان را مىدادند . - و زنان او در اطرافش گريان بودند ، پدرم فداى زنان داغديده باد . - بهترين آقايان را صدا مىكردند كه از منازلشان مهاجرت كرده بودند و با وحشيان صحرا مانوس شده بودند . - پدرم فداى ماههايى كه در مدينه طلوع كردند و در غاضريه غروب نمودند . - شيران جنگاورى كه گرسنگى پاكدامنى آنها را لمس نكرده و كسى كه به آنها وارد شود درمانده نمىشود . - كسى كه به ايشان وارد شود از جهت بزرگوارى به باران تندى برخورد كرده است اگر چه شير بچه باشد . - دستهاى دشمنان ايشان را از منازلشان جدا كرد . پدرم فداى گروهى كه از منازل خود آواره گرديد . - به اجبار گردش نمودند ، حال آنكه مرگ درپى آنها بود و چاره‌اى نداشتند . - وطن براى آنها تنگ شده بود ، ساحل فرات را جايگاه خود قرار دادند . - طاغوت بر ايشان پيروز شد ، باور نمىكنيم كه مرغ دريايى بر باز فايق آيد . - آب فرات را كه در نزديكى آنها بود از ايشان منع نمودند و ريختن خونشان را حلال دانستند . - سرهايشان را جدا كردند و بر سر نيزه‌ها نصب نمودند . - اسرا بر فقدان شهدا گريه مىكردند ، در حالى كه دربند بودند . - يكى آغشته به خون بود و ديگرى را به زنجير بسته بودند . - از عجايب است شيران دربند و سگان بر شيران مسلط بودند . - دلم براى زين العابدين مىسوزد كه در زير غل و زنجير دست و پا مىزد . - در زير زنجير گران بىتابى مىكرد و بر مصيبتها بيمناك بود . - جانم فداى اسير ! اى كاش گونه‌ام در ميان محمل مخملى بود .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 514 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى