تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
- برهنگانى كه وحشت آنها را برهنه كرده و روى زمين داغ انداخته ، پس چشانيد به ايشان شدت گرما را ، - نوحه مىكرد بر آنها حيوانات وحشى از طول وحشت و ناله مىكرد بر آنها جغدها در اوّل روزشان ، - به زودى ( تيم ) و ( عدى ) از آنها پرسيده مىشوند از بزرگان آنان چون ابو بكر و عمر آنچه را كه براى پسينشان تاكيد نمودند ، - و سؤال مىشود از ظلمى كه به وصى و آل پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نمود ، راهنماى گمراهان قوم از راه‌جويان آن ، - و جارى نساخت در روز عاشوراء ستم بنىاميه را بر سبط ( نوه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ) مگر جرئت فرزند مزدور آن ( يزيد بن معاويه ) ، - لباس خلافت را از روى ستم دربر كرد ، پس از پى آمد ظلم او كه دنبال كرد ظلمى در دل‌هاى خرصفتان ، - پس اى روز عاشورا بس است تو را كه تو روز نامباركى هستى ، هرچند كه طول بكشد مدتى از روزگار آن ، - هرآينه تو و اگرچه مرتكب شدى بزرگترين مصيبت را ولى پيش من مشهورترين ماهى هستى از ماه‌ها از جهت بدعت ، - پس مصائب دنيا هرچند كه بزرگ باشد به ده يك از مصائب تو شباهت ندارد ، - بنا گذارد وحى از بعد خبر دادن خدا به مدح شما مدح و تعريفى را براى آگاه آن ، - كافى است آنچه در سوره هل اتى آمد از توصيف شما و نيز در سوره اعراف و طور براى عارفين آن ، - در اين موقع خواستم كه نشان بدهم جمال قشنگ و زيباى شما را و آيا محصور مىتواند به پايان رساند صفات بىشمار آن را ، - تنگى مىكند به سبب شما از جهت ذرع ، ميزان وزن‌هاى شعرى و حسد مىورزد به شما از جهت بخل ، پهناى درياهاى آن ،