تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
بالاترين ظهور را ، - در اينجا بلند مىشود همّتى كه طول كشيده عزيمت آن براى گرفتن خون ريخته شده از ريزنده آن ، - و اگر سپرى شود اجل من پيش از اين و نباشد براى من ( على عليه السّلام ) يارىكردن ياوران او ، - از دنيا رفت در حالى كه صابر بود تا رسيدن به مرادش ، و خدا پاداش صابران را ضايع نمىكند ،

قصيده سوم

- اى ديده اشك‌هاى خونينت بر گونه‌ها جارى نگشت مگر براى عشق و دوستى زيبا صنمان كه به تو الهام شد ، - و بقدرى با كوه‌ها انس گرفتى كه به گمانم مىرسد مانند ماه‌هايى هستى كه بر شاخه‌هاى درخت اراك بتابد ، - اشك‌هايت جارى نگشت هنگامى كه عشق برايت پسنديده شد ، مگر به خاطر امرى كه خواست تو را بيازارد ، - تو به هرعضوى ديده عشق دوخته‌اى ، كه رسيدن به آرزوهايت را به تأخير مىاندازد . - چه‌اندازه ديده به گذشته برگردانيدى ، اما نتوانستند درد ترا درمان كنند . - خواستى گلى بچينى اما گل نابودكننده بود و در مقابل قوى از بين رفت . - اى زيبارو ! شمشيرت از نيام به در نيامد ، مگر از چشمان چون آهويت كه بر روى من كشيده شد . - آهوانى چند قلب مرا پاره‌پاره كردند ، همچنانكه دلها با نگاه كشنده‌شان كور مىشود . - مانند ماه شبانگاه مىدرخشد و بچه آهوان را كه با ناز و كرشمه در پناه تواند مىنگرد . - آفتابى است كه در دلها بجاى افلاك منزل و مأوا گرفته است . - به آن آرامش يافته است در حالى كه در اهتزاز است و بدنها ضعيف شده است بدون