- آيا از سختترين و محكمترين محكمها يا پاره قطعه آهنى سرشته شده كه در لابلايش قير ماليده شده ،
- و مثل آنكه بالاى اسب و در متن شمشير ، خونشان از بين رفته است ،
- شيرى بود كه بر فلكى سوار و در دستش ستاره مريخ نيزه سرخ رنگى بود ،
- تا آنكه اجل به او نزديك شده و دشمنان دور او را گرفته و عمر كوتاهى كرد ،
- او را به رو به زمين افكندند در حالى كه خون از دهان او بيرون مىريخت ،
- اسبها سينه و پشت او را پامال كردند و بر گونه خاكآلود او نشانه لگدمالى آنان بود ،
- تشنه كامى كه تر مىكرد شدت تشنگى او را ، خونى كه از گلويش جارى بود ،
- امتناع و خوددارى مىكردند از او از جهت بزرگداشت او و زجر مىكرد او را گروهى كه شمر فرمانده آنها بود ،
- پس بر سينهاى نشست و گردش كرد كه آن سينه بر علم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله احاطه و اطلاع داشت ،
- پدرم فداى اين كشته و كسى كه به كشته شدن او هدايت ، ضعيف و كفر ، قوى شد ،
- پدرم فداى آنكه كفنش بافته گرد و غبار و حنوطش خاك كربلا بود ،
- پدرم قربان آنكه به خون دلش غسل داده شد كه نه آبى او را بود و نه سدرى ،
- ماهى كه از بخت و اقبالش سقوط كرد ، پس ماه آسمان بر غروب نور جمالش گريست ،
- لاشخورها بر او يكمرتبه حمله كردند و ستاره نسر در آسمان موقع طلوعش گريه كرد ،
- دست آزادشدگان كلاه خود و عمامه او را غارت كرد ، پس زمين براى غارت رفتن عمامه او گريست ،
- و فرشتگان آسمان از اندوه و حزن بر او گريستند و نيز زمين بر او گريه كرد ،
- و روزگار عبايشى شكافته شد و شگفتى ندارد كه دنياپرستان عباى او را دريدند ،
- و خورشيد سربرهنه و موپريشان شد و بر او پريشانكردن موى قباحتى ندارد ،
- بيرون آمد براى او در هيئت و زّى مادر داغديده كه لباسهايش از خون سرخ بود ،
الغدير ( فارسى ) — صفحة 485
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٨٥