تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
- آيا از سختترين و محكمترين محكم‌ها يا پاره قطعه آهنى سرشته شده كه در لابلايش قير ماليده شده ، - و مثل آنكه بالاى اسب و در متن شمشير ، خونشان از بين رفته است ، - شيرى بود كه بر فلكى سوار و در دستش ستاره مريخ نيزه سرخ رنگى بود ، - تا آنكه اجل به او نزديك شده و دشمنان دور او را گرفته و عمر كوتاهى كرد ، - او را به رو به زمين افكندند در حالى كه خون از دهان او بيرون مىريخت ، - اسبها سينه و پشت او را پامال كردند و بر گونه خاك‌آلود او نشانه لگدمالى آنان بود ، - تشنه كامى كه تر مىكرد شدت تشنگى او را ، خونى كه از گلويش جارى بود ، - امتناع و خوددارى مىكردند از او از جهت بزرگداشت او و زجر مىكرد او را گروهى كه شمر فرمانده آنها بود ، - پس بر سينه‌اى نشست و گردش كرد كه آن سينه بر علم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله احاطه و اطلاع داشت ، - پدرم فداى اين كشته و كسى كه به كشته شدن او هدايت ، ضعيف و كفر ، قوى شد ، - پدرم فداى آنكه كفنش بافته گرد و غبار و حنوطش خاك كربلا بود ، - پدرم قربان آنكه به خون دلش غسل داده شد كه نه آبى او را بود و نه سدرى ، - ماهى كه از بخت و اقبالش سقوط كرد ، پس ماه آسمان بر غروب نور جمالش گريست ، - لاشخورها بر او يك‌مرتبه حمله كردند و ستاره نسر در آسمان موقع طلوعش گريه كرد ، - دست آزادشدگان كلاه خود و عمامه او را غارت كرد ، پس زمين براى غارت رفتن عمامه او گريست ، - و فرشتگان آسمان از اندوه و حزن بر او گريستند و نيز زمين بر او گريه كرد ، - و روزگار عبايشى شكافته شد و شگفتى ندارد كه دنياپرستان عباى او را دريدند ، - و خورشيد سربرهنه و موپريشان شد و بر او پريشان‌كردن موى قباحتى ندارد ، - بيرون آمد براى او در هيئت و زّى مادر داغديده كه لباس‌هايش از خون سرخ بود ،
الغدير ( فارسى ) — صفحة 485 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى