تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
- و بر او معاصرين و همزمانان او خون گريستند ، پس گونه و روى زمين قرمز گرديد ، - در نزد من عذرى براى آسمان نيست كه امساك كرد از باريدن و براى بخيل عذرى نيست ، - خون مىگريد وقتى كه تشنه‌لب از دنيا رفت ، پس براى چه از روى محبّت بر او اشگ نبارد ، - و دختر بزرگوار ( حسين عليه السّلام ) بر لباس‌هايش نشانه خون او ديده مىشد ، - پدرم به فداى دختران حسين عليه السّلام كه براى آنها حجاب و پوشيه‌اى از بينندگان نبود ، - نه سايه پرده‌اى بود كه به آن خود را از نظر هرگنهكار بىشرمى حفظ كنند و نه خيمه و سراپرده‌اى بر ايشان گذارده بودند ، - آنان در بينى كه سربرهنه و پريشان‌موى بودند ظاهر شده كه مويشان يك‌دهم آنها را مىپوشانيد ، - ناله مىكردند بر بهترين آقايى كه كمترين و پست‌ترين بردگان و غلامان بر او غالب شده بود ، - و به صداى بلند به اسبى كه قصد خيمه‌ها را نموده بود مىگفتند اى اسب ، مجروح و بىصاحب شده‌اى ، - اى اسب ، براى چه زين تو از برادر بزرگوار من خالى است ، - افسوس بر آن بىبى كه در سينه من آتشى افروخته كه حرارت آن خاموش نمىشود ، - آيا حسين عليه السّلام تشنه بميرد و حال آنكه در هردو دستش دريايى از آب است ؟ ! - و فرزندان او در تنگناى زنجيرها به سر برند و از سنگينى آهن بر ايشان فرورفتگى بود ! - سوار شدند بر شتران برهنه و بىجهاز غبارآلود و براى شكست آنان جبرانى نبود ، - شبانه آنها را مىبردند سواران پست و فرومايه و براى آزادشدگان درپى آنان شكنجه و آزار بود ، - نه دلسوزى براى ايشان بود كه رقت كند به آنها و نه در آنچه به ايشان مىرسانيدند انكار و قباحتى داشتند ،
الغدير ( فارسى ) — صفحة 486 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى