- و يزيد ( لعين ) در بالاترين كاخها نشسته و رقاصّان براى او آوازهخوانى كرده و شراب مىريختند ،
- و از روى نادانى مىگفت در حالى كه از چوب خيزران او لب و دندان حسين عليه السّلام خونين شده بود ،
- اى كاش پدران پيشين من كه در بدر كشته شدند حاضر بودند و مىديدند بزرگان بنى هاشم را كه اسير شدند و در ميانشان ماه است ،
- مىديدند حسين عليه السّلام و بخشى از خاندان او را كه اسير شده و قسمتى از ايشان هم هلاك شدهاند ،
- در اين وقت آغاز خوشحالى مىكردند مثل پدرم ( معاويه ) كه جنگ كرد با ايشان به سر ( بن ارطاه يكى از افسران خبيث معاويه بود )
- و بگويد جنايت و گناه است كه هجوم و حمله كردى به ايشان ، هرآينه اين گناه از او سهل و سبك است ،
- پندارند به اينكه دو مرتبه خواهيم برگشت و قسم مىخورم به جان پدرت كه نه قيامتى است و نه برگشتن و زنده شدنى ،
- اى فرزند رهنمايان بزرگوار و كسى كه بزرگان به ايشان شرافت يافته و حال آنكه شرفى نداشتند ،
- سوگند به خوابگاه و مكان باشرف و قسم به زمينى كه منى و ركن و حجر ( الاسود ) و يا حجر اسمعيل را دربرگرفته است ،
- پس آنها در جلالت يكسانند ، زيرا به سبب ايشان همه مردم محل شده و يا تقصير مىكنند ،
- قصد مىكند او را خردمندان در حال لبّيك گفتن و طواف مىكند اطراف حجره او را حجر ( اسمعيل ) يا ( حجر الاسود ) ،
- پرندهاى نيست كه جوجه خود را گم كرده باشد و پس از جوجهاش در آشيانهاى منزل نكند ،
الغدير ( فارسى ) — صفحة 487
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٨٧