تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
- و روز عمرو پسر ودّ عامرى كه آمده به سوى تو سربازان لشگرش از جهت كمك‌رسانى به آنان ، - خندانيدى دهان و دندان هدايت را از جهت بشارت به هلاك او و گريست ديده گمراهان براى او بعد از خون مدّت‌ها . - و در جنگ ( حنين ) با هوازن وقتى كه آتش آن خاموش شد از قاطعيت قصد تو در آن روز حرارت آن سرد شد . - شمشير تو از خون ايشان نهر و جويى را روان ساخت و بر ايشان از تيرها تگرگى باريد . - پيشروى كردى تو و ديگران فرار كردند وقتى كه ديدند لشكر بزرگ دورتادور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را گرفته‌اند . - اگر شمشير تيز تو نبود آنها روى كار نمىآمدند و از غنايم جنگى مال فراوان بسيارى اندوخته نمىكردند ! تا آخر قصيده

شاعر را بشناسيم

او ابو الحسن علاء الدين شيخ على بن حسين حلّى شهيفى معروف به ابن شهفيّه دانشمندى فاضل و اديبى كامل بود و جمع كرده بود بين دو فضيلت علم فراوان و ادبيّت تمام را به انديشه فوق العاده و بينش درست و مهارت ظاهر و فضيلت نمايانى و او در جلوداران و مقدم از شعراى خاندان رسالت عليهم السّلام درآمده و قصايد اوست طنين‌انداز و روان و پر از حجت‌ها و دليل‌ها ، رخشنده به نازكىها ، لبريز از انديشه‌هاى باريك ، آراسته و نمايان به محسنات شگفت‌آميزى بنا بر بسيارى در لفظ و روشن‌بينى در معنا و متانت در اسلوب و نيرويى در مبنا و سنگينى در مرتب‌كردن ، خوش‌اندامى در ترتيب در مدايح امير المؤمنين عليه السّلام و نوحه‌سرايى و سوگوارى فرزندش امام شهيد نوه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و بهترين شاهد است براى نبوغ و برجستگى آن و مقدم بودن او در زيبايىهاى شعر و پايدارى و استقامت او بر نواميس مذهب و پيروى و تبعيّت او از امامان دين عليهم السّلام .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 481 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى