شد ،
- تو آن چنانى كه سوگند مىخورم اگر مقام و رتبه تو نبود هرآينه موقع قربانىكردن از قربانى اسمعيل ذبيح چاقو كند نمىشد .
- و جمع يعقوب پيامبر با يوسف صديق عليهم السّلام بعد از مدت طولانى جمع نمىشد .
- قسم ، قسم به تو اگر نبودى تو ، بر طرف نكرده بود خوشحالى ايمنى زنك اندوه را از قلب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ،
- و ميدانهاى كفر وحشتناك صبح نكرده بود كه بر ويرانههاى آن از بعد آبادى ، بوم گريه كند .
- اى كسى كه دين پاك به ولايت او تكميل و براى اسلام از بعد از سستى ركن و پايهاش نيرويى بودى
- و صاحب بيان صريح در غدير خم در حالى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بلند كرده بود بر كورى چشم دشمنان بازوى او را .
- تويى آن كسى كه پيامبر رهنما و بشير برگزيد تو را به برادرى و غير از تو كسى را از ميان ايشان نپسنديد .
- تويى آن كسى كه فرشتگان از او در بدر تعجب نموده و بعد از آن در احد وقتى كه مشاهده كردند شجاعت و ايثار او را .
- و شايسته يارى تو بر اسلام اين است كه آن را تو حمايت و نگهبانى كنى بعد از مصيبت سنگين رحلت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و خانهنشينى .
- مشخّص نمىكند مجد و بزرگوارى را جامه گشادى براى صاحب شرف مگر اينكه براى حقيقت دلپذير تو عبايى است .
- اى برطرفكننده غم و غصه از چهره و رخسار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در روز بدر در حالى كه دشمنان او از جهت عدد بسيار بودند .
- ادراك و احساس خوارى كردند از ترس ديدن تو و حال آنكه بسيار بودند از جهت عدد و با خود سلاحها و كمكها آورده بودند .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 480
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٨٠