تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
- افسوس و اندوه بر خاندان رسالت و كسانى كه پايه و زيربناى هدايت شرفش به ايشان و به سبب آنان ساخته و محكم بود ، - كه بعضى از ايشان را كشته و پناه ندادند و برخى را هم مسموم و ديگرى را هم از منزل و شهرش آواره و در بدر نمودند ، - شهرهاى خدا بر ايشان تنگ شد و حال آنكه زمين خدا وسيع است و نبود بر ايشان زمينى كه نشيمن كنند ، - ايشان را به هر جاى بىآب و مونسى تبعيد و شهيد مىنمودند ( و براى همين ) به هر زمين مشهد و زيارتگاهى است ، - بنا كردند مشاعر ( مشعر الحرام و منى و عرفات ) و حطيم را و ايشان حجت‌هايى هستند كه به سبب مخالفت ايشان مردم ، بدبخت و به اطاعتشان خوشبخت مىشوند ، - سوگند خوردم كه هرگز اندوهم براى شما تمام نشده و آتش درونيم خاموش نشود ، - قسم به جان شما كه در ديدگانم غير از اشگم بر شما ميله غم و اندوه جارى مىسازم ، - زمان فانى مىشود و روزهايش سپرى مىشود و بر شما غمگين دلتنگ ناله بلند مىكند ، - پس بر جسم او حلّه‌هاى بيمارى پوشش و بر چشم او حرارت و سوزش اشك روان مركز و معدنى است ، - و اگر من از ديده‌ام استمداد و كمك ريزش خون كنم و از چشم خون كمك شود كم است ، - و ادا نكرده باشم حق شما را بر خودم و چگونه مىتواند بنده و غلام ادا كند حق مالكين خود را ! - اى برگزيدگان خداى توانا اى سپرده‌شدگان اسرار و رازهاى آفرينش ، اى كسانى كه هدفم سايه لطف شماست ، - با شما در عالم ( ذر ) پيمان بستم از جهت شناخت و وفا كردم به آنچه كه به آن پيمان بسته و سوگند خورده بودم ،