- افسوس و اندوه بر خاندان رسالت و كسانى كه پايه و زيربناى هدايت شرفش به ايشان و به سبب آنان ساخته و محكم بود ،
- كه بعضى از ايشان را كشته و پناه ندادند و برخى را هم مسموم و ديگرى را هم از منزل و شهرش آواره و در بدر نمودند ،
- شهرهاى خدا بر ايشان تنگ شد و حال آنكه زمين خدا وسيع است و نبود بر ايشان زمينى كه نشيمن كنند ،
- ايشان را به هر جاى بىآب و مونسى تبعيد و شهيد مىنمودند ( و براى همين ) به هر زمين مشهد و زيارتگاهى است ،
- بنا كردند مشاعر ( مشعر الحرام و منى و عرفات ) و حطيم را و ايشان حجتهايى هستند كه به سبب مخالفت ايشان مردم ، بدبخت و به اطاعتشان خوشبخت مىشوند ،
- سوگند خوردم كه هرگز اندوهم براى شما تمام نشده و آتش درونيم خاموش نشود ،
- قسم به جان شما كه در ديدگانم غير از اشگم بر شما ميله غم و اندوه جارى مىسازم ،
- زمان فانى مىشود و روزهايش سپرى مىشود و بر شما غمگين دلتنگ ناله بلند مىكند ،
- پس بر جسم او حلّههاى بيمارى پوشش و بر چشم او حرارت و سوزش اشك روان مركز و معدنى است ،
- و اگر من از ديدهام استمداد و كمك ريزش خون كنم و از چشم خون كمك شود كم است ،
- و ادا نكرده باشم حق شما را بر خودم و چگونه مىتواند بنده و غلام ادا كند حق مالكين خود را !
- اى برگزيدگان خداى توانا اى سپردهشدگان اسرار و رازهاى آفرينش ، اى كسانى كه هدفم سايه لطف شماست ،
- با شما در عالم ( ذر ) پيمان بستم از جهت شناخت و وفا كردم به آنچه كه به آن پيمان بسته و سوگند خورده بودم ،
الغدير ( فارسى ) — صفحة 478
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٧٨