تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
است . - پس مثل اينكه جريان خون بر گونه‌هايشان عقيق ، سپس بعضى از آن زبرجد است ، - افسوس من بر زنان و بانوان او كه سر برهنه بيرون دويدند و رخسارشان از اشكشان مجروح شده بود ، - آن يكى سر برهنه بود از پوشيه و اين را از سرش به خوارى كشيده و عباى او را مىكشيدند ، - و به مركب او فرياد زده و مىگفتند هرآينه سقوط كرده از بالاى تو بخشنده‌ترين بخشندگان ، - اى روز عاشورا ، بس است تو را كه تو روز نامبارك بلكه روز زشت و پرمحنتى هستى ، - در روز تو حسين عليه السّلام كشته روى ريگ مكان گرفت وقتى كه ياورش ناياب و سعادتمند كم شده بود ، - وقتى كه توبه‌كنندگان ، سپاسگزاران ، خداپرستان ، شب‌زنده‌داران ، ركوع‌كنندگان ، سجده‌كنندگان نبودند ، - نمايان شد سرهاى مقدس آنان در پيش روى و برابر چشم زنانشان كه بر نيزه‌ها سنگينى كرده و آنها را خم مىنمود ، - و سيّد سجّاد ( على بن الحسين عليه السّلام ) را با خوارى در غل‌ها و زنجيرها حمل نموده پاهايش را به زنجير بسته بودند ، - نه دلسوزى داشت كه مصيبت خود را به او شكايت كند در شهر غربت و نه دوستى كه از او ديدن كند ، - او را و سر شريف پدرش را هديه و پيشكش مىبردند براى مرد پست گنهكار كافر سركشى ( چون يزيد ) ، - خيرى نبود در مردان نادان قومى كه غلامشان پادشاه فرمانروا و آزادشان در قيد بندگى و اسارت بود ، - اى ديده ، اگر اشكت تمام شود پس خون ببار و خيال نمىكنم كه اشكت تمام شود ،
الغدير ( فارسى ) — صفحة 477 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى