است .
- پس مثل اينكه جريان خون بر گونههايشان عقيق ، سپس بعضى از آن زبرجد است ،
- افسوس من بر زنان و بانوان او كه سر برهنه بيرون دويدند و رخسارشان از اشكشان مجروح شده بود ،
- آن يكى سر برهنه بود از پوشيه و اين را از سرش به خوارى كشيده و عباى او را مىكشيدند ،
- و به مركب او فرياد زده و مىگفتند هرآينه سقوط كرده از بالاى تو بخشندهترين بخشندگان ،
- اى روز عاشورا ، بس است تو را كه تو روز نامبارك بلكه روز زشت و پرمحنتى هستى ،
- در روز تو حسين عليه السّلام كشته روى ريگ مكان گرفت وقتى كه ياورش ناياب و سعادتمند كم شده بود ،
- وقتى كه توبهكنندگان ، سپاسگزاران ، خداپرستان ، شبزندهداران ، ركوعكنندگان ، سجدهكنندگان نبودند ،
- نمايان شد سرهاى مقدس آنان در پيش روى و برابر چشم زنانشان كه بر نيزهها سنگينى كرده و آنها را خم مىنمود ،
- و سيّد سجّاد ( على بن الحسين عليه السّلام ) را با خوارى در غلها و زنجيرها حمل نموده پاهايش را به زنجير بسته بودند ،
- نه دلسوزى داشت كه مصيبت خود را به او شكايت كند در شهر غربت و نه دوستى كه از او ديدن كند ،
- او را و سر شريف پدرش را هديه و پيشكش مىبردند براى مرد پست گنهكار كافر سركشى ( چون يزيد ) ،
- خيرى نبود در مردان نادان قومى كه غلامشان پادشاه فرمانروا و آزادشان در قيد بندگى و اسارت بود ،
- اى ديده ، اگر اشكت تمام شود پس خون ببار و خيال نمىكنم كه اشكت تمام شود ،
الغدير ( فارسى ) — صفحة 477
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٧٧