تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
- جان‌هاى خود را فدا كردند در جلوى امامشان و بخشيدن جان عزيز ، بهترين بخشش‌هاست ، - اندرز دادند در حال رجزخوانى و توانگرى ، و كشتند بستان و نهال‌هاى تازه‌اى ، و بنا كردند خانه‌اى ، - و نزديك شدند جوارى را و ساكن شدند بهشت پرنعمت را پس مخلّد و جاودانى شدند ، - تا آنجا كه جان‌هاى آنها را به غارت برد سوسماران ، در پيش آقاى ايشان و خوشبخت اندك و كم بود ، - دور او را كه تنها بود گرفتند و جدا كرد دست او را شمشير تيزى كه از آهن هندى ساخته شده بود ، - شمشير برنده‌اى بدون غلافى كه سرهاى دشمنان را در روز جنگ مىبريد و تيزى آن غلاف كند نمىشد ، - حمله كردند بر او سخت دلانى كه مانع بودند كسى را كه عزم قاطعى داشت و زره فولادين بر تن نموده بود ، - كسى را كه سريع بود در جواب دادن وقتى كه او را مىخواندند ، حمله‌كننده بود و شيرها در طلب شكار حمله‌كننده‌اند ، - پس مىترسيدند از تيزى عجيب شمشير او ضربتى را كه بريده مىشد به آن كله‌هاى يهود صفّتان ، - اى دلى كه در روز عاشورا چون پاره‌هاى آهن سرشته شده يا چون سنگ سختى هستى ، - پس مثل اينكه او و مركبش و نيزه‌اش و شمشيرش چون شب تار و تاريك بود ، - آسمانى كه ماهى به آن و پشت‌سر آن ستاره دنباله‌دارى بود و در پيش روى آن در تاريكى شب ستاره درخشنده‌اى ، - در تنگناى ميدان جنگ كناره گرفت از پيش روى و به زمين خالى و بىآب و علفى