- جانهاى خود را فدا كردند در جلوى امامشان و بخشيدن جان عزيز ، بهترين بخششهاست ،
- اندرز دادند در حال رجزخوانى و توانگرى ، و كشتند بستان و نهالهاى تازهاى ، و بنا كردند خانهاى ،
- و نزديك شدند جوارى را و ساكن شدند بهشت پرنعمت را پس مخلّد و جاودانى شدند ،
- تا آنجا كه جانهاى آنها را به غارت برد سوسماران ، در پيش آقاى ايشان و خوشبخت اندك و كم بود ،
- دور او را كه تنها بود گرفتند و جدا كرد دست او را شمشير تيزى كه از آهن هندى ساخته شده بود ،
- شمشير برندهاى بدون غلافى كه سرهاى دشمنان را در روز جنگ مىبريد و تيزى آن غلاف كند نمىشد ،
- حمله كردند بر او سخت دلانى كه مانع بودند كسى را كه عزم قاطعى داشت و زره فولادين بر تن نموده بود ،
- كسى را كه سريع بود در جواب دادن وقتى كه او را مىخواندند ، حملهكننده بود و شيرها در طلب شكار حملهكنندهاند ،
- پس مىترسيدند از تيزى عجيب شمشير او ضربتى را كه بريده مىشد به آن كلههاى يهود صفّتان ،
- اى دلى كه در روز عاشورا چون پارههاى آهن سرشته شده يا چون سنگ سختى هستى ،
- پس مثل اينكه او و مركبش و نيزهاش و شمشيرش چون شب تار و تاريك بود ،
- آسمانى كه ماهى به آن و پشتسر آن ستاره دنبالهدارى بود و در پيش روى آن در تاريكى شب ستاره درخشندهاى ،
- در تنگناى ميدان جنگ كناره گرفت از پيش روى و به زمين خالى و بىآب و علفى
الغدير ( فارسى ) — صفحة 475
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٧٥