تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
است ، - خورشيدى بر شاخه‌اى طلوع كرده كه نزديك شده از هيبت جمالش ماه‌ها فرود آمده و او را سجده كنند ، - كاسته شد از سردى مثل آنكه مرواريد آن سرد و آن به آب تازه و سرد خنك شده است ، - و مرا مانع شد از بوسيدن آن آتشى كه از ناله‌هاى نفس‌هاى من شعله‌ور گشته بود ، - كيست كه مرا نزديك كند به خورشيد تابانى كه در چهره‌اش صبحى است كه از آن شب تاريك روشن مىشود ، - براى او ذلّت را قصد مىكنم ، پس با ناز اعراض مىكند از عشق و من به او نزديك مىشوم و او دورى مىكند ، - پرهيز مىكند از بيننده خود ، از ترس ديدن گونه‌اش كه بسيار گلگون و زيباست ، - اى خال چهره او كه همواره در آتشى خيال نمىكردم كه پيش از تو در دوزخ كسى جاودانى باشد ، - مگر آنكه انكار نمود وصىّ را و آنچه كه حكايت كرد در فضيلت او در روز ( غدير ) محمد صلّى اللّه عليه و آله ، - وقتى كه برخاست و براى خطبه و آشكارا مىگفت در حالى كه دست على عليه السّلام در دست او بود بالاى جهازهاى شتران ، - و مىگفت و فرشتگان اطراف او را گرفته بودند و خداوند آگاه به اين بود و شهادت مىداد ، - هركس كه من مولاى اويم پس اين حيدر مولا و آقاى اوست از ميان مردم . - پروردگار من ، دوست بدار دوست او را و هلاك كن دشمنان او را و دشمن باش هر كسى را كه با حيدر دشمنى مىكند ، - قسم به خدا دوست نمىدارد او را مگر مؤمن نكوكار و او را رها نمىكند مگر زنديق مرتد ،