است ،
- خورشيدى بر شاخهاى طلوع كرده كه نزديك شده از هيبت جمالش ماهها فرود آمده و او را سجده كنند ،
- كاسته شد از سردى مثل آنكه مرواريد آن سرد و آن به آب تازه و سرد خنك شده است ،
- و مرا مانع شد از بوسيدن آن آتشى كه از نالههاى نفسهاى من شعلهور گشته بود ،
- كيست كه مرا نزديك كند به خورشيد تابانى كه در چهرهاش صبحى است كه از آن شب تاريك روشن مىشود ،
- براى او ذلّت را قصد مىكنم ، پس با ناز اعراض مىكند از عشق و من به او نزديك مىشوم و او دورى مىكند ،
- پرهيز مىكند از بيننده خود ، از ترس ديدن گونهاش كه بسيار گلگون و زيباست ،
- اى خال چهره او كه همواره در آتشى خيال نمىكردم كه پيش از تو در دوزخ كسى جاودانى باشد ،
- مگر آنكه انكار نمود وصىّ را و آنچه كه حكايت كرد در فضيلت او در روز ( غدير ) محمد صلّى اللّه عليه و آله ،
- وقتى كه برخاست و براى خطبه و آشكارا مىگفت در حالى كه دست على عليه السّلام در دست او بود بالاى جهازهاى شتران ،
- و مىگفت و فرشتگان اطراف او را گرفته بودند و خداوند آگاه به اين بود و شهادت مىداد ،
- هركس كه من مولاى اويم پس اين حيدر مولا و آقاى اوست از ميان مردم .
- پروردگار من ، دوست بدار دوست او را و هلاك كن دشمنان او را و دشمن باش هر كسى را كه با حيدر دشمنى مىكند ،
- قسم به خدا دوست نمىدارد او را مگر مؤمن نكوكار و او را رها نمىكند مگر زنديق مرتد ،
الغدير ( فارسى ) — صفحة 467
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٦٧