- و ابو ذر را تبعيد و فاسقى چون ( حكم بن ابى العاص عموى خود را ) نزديك كرد در حالى كه پيامبر او را آواره و تبعيد كرده بود ،
- چند زمانى با خلافت بازى كردند و هركدامشان در حكمشان سرگردان و مردّد بودند ،
- و اگر پيروى كرده بودند به امام و ولىّ امرشان ، خوشبخت شده بودند به او و او است ولىّ سفارشى خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ،
- ولى بدبخت شدند هميشه براى مخالفت او و رستگار نشدند و حال آنكه او وصىّ سعادتمند بود ،
- همتاى پيامبر و جان او و امين او ولىّ مهربان و دوست او بود ،
- نام آندو بر عرش عظيم خدا نوشته بود در حالى كه در ايام پيشين آدمى وجود نداشت ،
- دو نور پاك و منزه بودند كه جمع بلندى آنها از شيبه الحمد ( عبد المطلب ) بن هاشم اصيل بود ،
- كسى كه هرگز روى خود را به سوى بت و لات و عزايى كه از قديم سجده مىشدند بلند نكرده است ،
- و اگر شمشير او نبود دين اسلام از جهت شرافت بلند نمىشد و شرك و بتپرستى از ميان نمىرفت ،
- از او سئوال كن جنگ بدر را وقتى كه با شيبه برخورد كرد كه بر او صداى زنان نوحهگر بسيارى بلند شد ،
- وليد بن عتبه به شمشير او به خاك هلاك مكان كرد كه بر او لباسهاى آغشته به خون بود ،
- و در روز ( احد ) در حالى كه نيزهها كشيده شده بود و سرنيزهها در گلوها فرورفته و بيرون مىآمد ،
- قاتل طلحة ابن طلحه كيست وقتى كه در جنگ احد چون شير آمد و براى جنگ فرياد كرده و كف به دهن آورده بود ؟ !
الغدير ( فارسى ) — صفحة 469
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٦٩