تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥

7 علاء الدين حلى ( قرن 8 )

- آيا آهوان نگذاشت كه ديدگان تو به خواب رود در گلزار بابل يا نونهالان زيبا تو را از خواب بازداشتند ، - و مهربانىهايى كه تو را برگردانيد يا شاخه‌هاى تميزى كه بر پشته‌ها و بلندىهاى آن متمايل شده بود . - و برق‌هاى ابر بامدادى و باريدن آن تو را محزون كرد يا اين درّها در دهان‌ها پهلوى هم چيده شده است ، - و چشمان برنده و تيز آهوان تو را مفتون كردند به سحرشان يا موى سفيدى كه بر تو است تو را عارى كرد . - اى شب‌زنده‌دار درازى كه ستاره شب هم كمك مىكند او را بر طول و درازى شب ، - و اى دورىكننده از خواب شيرين كه قلب او از غم و غصّه بر آتش سختى مشتعل است ، - آيا بس نشد چشم تو را وقتى كه طلوع كرد ستارگان بخت به نيكبختى تو و خوشبخت شدى ، - تسليم كردى خودت را براى عشق و دلدادگى و همين‌طور در محبّت رسوايى و پستى