بنابراين علماء با روش عمرى در مواردى كه قبلا ما ياد كرديم مخالفت كردند به جهت مخالف بودن با بيان صريح پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، و اگر اين تأويل صحيح باشد ، تناقضى ميان اين حديث و تصريحاتى است كه مخالف با فتواى عمر است كه اعراض علماء را از گفته او ايجاب كرده ، و همچنين تناقضى ميان دو جزء خود اين حديث است و آن گفته آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله است : بر شما باد به پيروى از سنت من و سنت خلفاى بعد از من ! و فرض ما اين است كه سنّت آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فى الجمله با روش اين مرد مخالف است .
و از معناى صحيح اين حديث اين است كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله قصد فرموده از خلفاء آنهايى را كه همواره تصريح به نامهايشان مىفرمود و آنها را هم سنگ قرآن كريم قرار مىداد در گفتهاش : من به راستى دو خليفه در ميان شما مىگذارم ، يا من در ميان شما دو چيز گرانقدر را مىگذارم ، كتاب خدا و عترتم را كه هرگز از هم جدا نشوند تا آنكه در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند . « 1 » چنانچه لام عهد اين را اقتضاء مىكند و ايشان را به علم و هدايت توصيف و تعريف نمود و ايشان كسانى هستند كه سيره و رفتارشان مطابق بر روش و سيره آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله است ، نه كسانى كه تعريفشان را نكرد بعدا و قرارشان نداد و درباره ايشان و يا به ايشان سفارشى ننمود و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله در اينجا عددى را ذكر نفرمود كه منطبق بر ايشان شود ، و اوصافى را ياد نمود كه منطبق است با خلفايى از اهل بيت مطهرش كه اراده فرمود و تمسّك به اين حديث در آنچه كه از امر خلافت در نظر گرفتند نمىشود مگر مثل تمسك به عام در شبهات مصداقيّه كه حجت نيست .
3 - در اينجا احاديث دروغين در فضايل عمر كه مطابق با آنچه كه ذكر شد نمىشود با سندهاى مورد وثوق و هريك از آنها ديگرى را نفى مىكند ذكر مىشود و از آنهاست :
حديثى كه به آن حضرت نسبت داده مىشود : اگر من در ميان شما مبعوث نمىشدم عمر مبعوث مىشد . « 2 »
و روايت : اگر من مبعوث نشده بودم ، تو مبعوث مىشدى اى عمر ! « 3 »
هامش
( 1 ) . اين حديث از احاديثى است كه امامان حديث و حافظين بر صحت آن اتفاق نمودهاند .
( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 5 / 312 .
( 3 ) . همان : 5 / 316 .