الاسلامى كند و بنابراين مقايسه كن بقيه آنچه را كه در اين كلامش ساخته است ، و بعد از پسران حزم و تيميه ، ياوه صاحب الوشيعه را ببين . « 1 »
2 - و نيز ارزش آنچه در تأويل از اين قوم حديث صحيحى كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت شده معلوم مىشود : بر شما باد به سنّت من و سنّت خلفاى دانا و راهنمايان ! من پس به آن چنگ بزنيد و با دندانهاى عقل آن را سخت و محكم نگهداريد ، و بر شما باد كه حذر كنيد از چيزهاى تازه درآمده و جديد ، زيرا كه هرتازه و نويى ، بدعت و هر بدعتى گمراهى است . « 2 »
چونكه نازل كردند آن را بر كسى كه بالا رفت از كرسى خلافت بعد از آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به سبب اختيار ايشان و به تصريح ابو بكر بعد از آن و به واگذارى به شورا و چاره نداشتند جز آنكه امير المؤمنين على عليه السّلام را با آنها ياد كنند ، زيرا كه معقول نيست كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله امر فرمايد به پيروى از سيره و روش كسى كه براى او سيرهاى نيست جز آنكه فقه و قرآن و سنّت را از دهان اين و آن فراگرفته يا براى خود فتوا دهد و بگويد : من براى خودم مىگويم ، پس اگر درست بود از خداست و اگر اشتباه بود از من و شيطان است . « 3 » و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله امر به پيروى از روش مردم و مجرّد رأى در دين خدا فرموده و اين مانند امر به پيروى از مجتهدينى كه استنباط فتوا مىكنند از آنچه كه دانستهاند از كتاب و سنت و اجماع يا از قياس نيست ، همانگونه كه گفته شد از مداركى كه شناختيم استنباط مىكنند .
و كسى كه چيزى بلد نيست و نمىتواند پاسخى از مسائل واضحه و آشكار دهد و قسم مىخورد كه نمىداند چه كار كند « 4 » و از خاطر او مسايل معمولى دور است با توجه به كثرت ابتلاء به آن مثل تيمّم و شكوك و غسل و فروع نماز و روزه و حج و امثال آنها ، ممكن نيست كه او امام امت باشد هرچند كه افسار خلافت را در دست او گذارند .
هامش
( 1 ) . ر ك : همان 6 / 82 .
( 2 ) . سنن ، ابن ماجه : 1 / 20 ؛ سنن ، ابى داود : 3 / 261 ؛ سنن ، دارمى : 1 / 45 ؛ مستدرك ، حاكم : 1 / 96 .
( 3 ) . چنانچه در اخبار نادر : 6 / 129 گذشت و تفصيل آن در جلد هفتم خواهد آمد .
( 4 ) . چنانچه گذشت در نوار الاثر در چند مورد .