حضرت مرا حديثى مىگفت من او را قسم مىدادم ، اگر برايم سوگند مىخورد ، او را تصديق مىكردم . و ابو بكر مرا حديث گفت و راست گفت ابو بكر كه گفت : شنيدم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىگفت : هيچ بنده مومنى نيست كه مرتكب گناهى شود ، پس وضوى نيكويى بگيرد ، سپس برخيزد و نماز بخواند و پس از آن استغفار كند از خدا ، مگر آنكه خدا گناه او را ببخشد . « 1 »
و عجيب اينكه مرد چون امر بر او مشتبه شده خيال كرده كه بر غير خود او هم مغشوش مانده ، آيا در حديث ياد شده بعد فرض صحت آن ، در حالى كه عدهاى از حفاظ آن را مجعول و موضوع دانستهاند « 2 » جز اين نيست كه امير المؤمنين على عليه السّلام وثوق و اعتماد به روايت ابى بكر داشته است و اين كجا و فراگرفتن علم از او كجا و يا علم آن حضرت عليه السّلام منحصر براين حديث است كه در ادبى از آداب شريعت وارد شده و آيا بر آن چيزى از قضايا و فتاواى او مبتنى مىشود و آنچه را كه آن حضرت از مسايل مشكل در فرايض و احكام حل نموده است ، و آيا آن حضرت عليه السّلام مورد اين حديث را ندانسته ابو بكر به او آموخته ، يا ابو بكر چيزى را از آنچه كه زيربناى احكام و قضاياست ندانسته پس آن حضرت عليه السّلام او را ارشاد نموده است چنانچه همه اينها در آنچه كه ما ياد كرديم در اخبار نادر واقع مىشده است .
و احتمال دارد كه تصديق آن حضرت عليه السّلام ابو بكر را در اين روايت براى اين باشد كه خود آن حضرت عليه السّلام آن را از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيده ، ولى واسطه را در اين موقع از روى مصلحت نيفكنده باشد ، و چگونه مىشود كه امير المؤمنين عليه السّلام علم را از ابو بكر فراگرفته باشد و حال آنكه او عليه السّلام دروازهء شهر دانش پيامبر است ، چنانچه ياد نموديم . « 3 » و آن حضرت عليه السّلام وارث علوم و معارف رسول خداست چنانچه گذشت . « 4 »
اين غيرممكن است . هرچند هم ابن تيميّه در اين ميدان اسب بتازد و ادعاى شيخ
هامش
( 1 ) . منهاج السنه : 3 / 128 .
( 2 ) . ر ك : تهذيب التهذيب : 1 / 268 .
( 3 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 6 / 61 - 81 .
( 4 ) . همان : 3 / 100 .