تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
عاليه قرآن كريم مردم را واگذارده كه اين علوم را استنباط نمىكنند ، با اطمينان و اعتمادشان به اينكه هيچ صغيره و كبيره‌اى و هيچ جزئى و كلّى نيست مگر آنكه در آن به حساب آمده و هيچ ترى و خشكى نيست جز آنكه در كتاب مبين ثبت شده است . پس منع‌كردن از تأمل در اين كتب بر اجتماع مردم جنايت بزرگى است ، و دوركردن از علوم است و شلّاق زدن خوانندگان را با قانون جهانى اسلامى مساعد نيست ، نه از جهت قرآن و نه از جهت سنّت . و خدا مىداند كه مسلمين چه خسارتى ديدند و چه ضررى كردند با از بين بردن اين ثروت علمى در اسكندريه و پراكنده‌كردن آن در بلاد عجم ، از يمن پيش رفته و صنعتهاى جديد كه ارتباطى به هدايت يا ضلالت ندارد ، چنانچه خليفه در كتب فارس تصوّر كرده و آنها ربطى به موافقت كتاب يا مخالفت آن ندارند ، چنانچه خيال كرده در امر كتابخانه جهانى اسكندريه ، و براى مسلمين نداشت اگر بر اين ثروت علمى دست پيدا مىكردند . پس ايشان را آگاهى بر ثروت مالى و توسعه علمى و پيشروى در تمدن و ترقى در آبادى و كمال تندرستى مىداد كه هريك از اينها ايجاد نيرويى در كشور و عزتى براى دولت و سرافرازى در عالم و وسعتى در ادامه سلطنت مىكرد . پس آيا چيزى از اين كتب ، هدايت را نابود مىكرد يا رخنه‌اى در ديوار اسلام ايجاد مىنمود ! بلى ، اين عمل منفور عقب‌افتادگى در علوم و تنگدستى در دنيا را درپى داشت و بدنامى را كه ملحق به عربيت و اسلام گرديد ، و در ميان كاوش‌گران ، هستند كسانى كه اين عمل را توحش و بربريّت خيال كرده و از كارهاى ننگين جاهلين و نادانان به حساب مىآورند و ما حكم در آن را موكول به عقل سالم و منطق صحيح مىكنيم . مضافا براين ، خليفه مىتوانست كه از اين كتابها چيزهايى را كه ما به آن اشاره كرديم بيرون آورد كه سودمند براى اجتماع بشرى است ، و آنچه را در آنها الحاد و گمراهى است نابود كند ، ليكن او اين كار را نكرد و تاريخ گذشت چنانچه قصّه واقع شد .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 396 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى