تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
جارى شده بر آنچه كه مىبينى . آنگاه گناه پاسخ‌دهندگان از سؤال درباره الاب چه بوده و براى چه خليفه با شلّاق به جان آنها افتاده و آيا اساسى براى اصول آموختن و ياد گرفتن باقى مىماند و حال آنكه اين‌گونه است ! و شايد امت اسلامى به بركت اين شلاق از پيش افتادن و ترقىكردن در علم محروم شده‌اند بعد از اينكه كارش به اينجا كشيد كه مانند ابن عباس هم بترسد از خليفه سؤال كند درباره قول خداى تعالى :
وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ
« 1 » و گويد : دو سال صبر كردم كه مىخواستم از عمر بن خطاب از حديثى سؤال كنم و مرا منع نمىكرد از او ، مگر هيبتش و گويد : يك سال صبر كردم كه مىخواستم سؤال كنم از عمر بن خطاب درباره آيه ، نتوانستم از هيبت او از آن سؤال كنم . « 2 »

91 - رأى خليفه در سؤال از آنچه واقع نشده

به اجتهاد خليفه در مشكلات قرآن اضافه كن رأى مخصوص او را ، در سؤال از آنچه واقع نشده ، چون‌كه او از آن نهى مىكرد ، طاوس گويد : عمر بالاى منبر گفت : سخت مىگيرم بر مردى كه سؤال كند از آنچه نشده ، زيرا كه خدا بيان نموده آنچه واقع شده است . « 3 » و گفت : حلال نيست براى هيچ‌كس كه سؤال كند از آنچه واقع نشده ، به درستى كه خداوند تبارك و تعالى به تحقيق حكم فرموده درباره آنچه كه واقع شده است . و گفت بر شما سخت مىگيرم كه سؤال نكنيد از آنچه كه واقع نشده ، چون‌كه براى ما در آنچه واقع شده حكمى است و يك روز مردى نزد ابن عمر آمد و از چيزى سؤال كرد كه نمىدانم آن چيست ، پس ابن عمر به او گفت : سؤال نكن از آنچه واقع نشده ، زيرا كه من شنيدم عمر بن خطاب لعن مىكرد كسى را كه سؤال كند از آنچه واقع نشده است . « 4 »
هامش
( 1 ) . مجمع الزوائد ، حافظ هيثمى : 5 / 8 . ( 2 ) . كتاب العلم ابى عمر 56 . ( 3 ) . سيره عمر بن خطاب ابن جوزى 118 . ( 4 ) . سنن ، دارمى : 1 / 50 ؛ كتاب العلم ابى عمر : 2 / 143 و در مختصر آن 190 ؛ فتح البارى : 13 / 225 ؛ كنز