78 - اجتهاد خليفه دربارهء شراب و آيات آن
1 - زمخشرى در ربيع الابرار در باب لهو و لذات « 1 » و شهاب الدين ابشيهى در المستطرف گويد : خداوند تعالى دربارهء شراب سه آيه نازل كرد : اوّل قول خداى تعالى :
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ
« 2 » سؤال مىكنند از تو دربارهء ميگسارى و قماربازى ، بگو كه در آندو گناه بزرگ و سودههايى براى مردم است .
از مسلمانان بودند كسانى كه ميگسارى مىكردند و كسانى بودند كه ترك كردند تا اينكه مردى شراب خورد و به نماز ايستاد ، پس در نماز هذيان و ياوه گفت . خداوند تعالى نازل نمود :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ
« 3 » اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! به نماز نزديك نشويد در حالى كه شما مست و دور از ادراك و شعور هستيد تا بدانيد چه مىگوييد . پس برخى از مسلمانان به شرابخوارى ادامه دادند و بعضى آن را ترك كردند تا آنكه عمر شراب خورد پس استخوانهاى فك شترى را گرفت و سر عبد الرحمن بن عوف را شكست ، آنگاه نشست به نوحه خواندن بر كشتههاى بدر به شعر اسود ابن يعفر كه مىگفت :
- در كنار چاه عميق بدر ، از جوانان و بزرگان عرب بودند .
- و در كنار چاه عميق بدر ، از كاسههاى چوبى كه آراسته به سنام بود وجود داشت .
- آيا مرا وعده مىدهد پسر بزرگ عرب كه ما به زودى زنده مىشويم و چگونه است زندگى پوسيدهها و كرمها ؟ !
- آيا عاجز است از اينكه مرگ را از من بگرداند ، و مرا زنده مىكند وقتى كه استخوان من پوسيده است !
- آيا كسى نيست كه از من به خدا برساند كه من البتّه تارك ماه روزه هستم .
- به خدا بگو كه نوشابه مرا باز گيرد و به خدا بگو كه طعام و غذاى مرا باز دارد !
اين جريان به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيد . خشمگين بيرون آمد ، در حالى كه عبايش را بر
هامش
( 1 ) . در كتابخانههاى ايران و عراق به چندين نسخه از كتاب ربيع الابرار برخورد كرديم .
( 2 ) . بقره 2 / 219 .
( 3 ) . نساء 4 / 43 .