نموده و ابو موسى فتوا مىداد مردم را به فسخ حج در تمام خلافت ابو بكر و اوايل خلافت عمر تا آنكه با عمر مذاكره كرد در نهىكردن آن و اتفاق كردهاند براين رأى ، كه عمر آن را در مناسك داد . صحيح است كه از آن رجوع نمود . « 1 »
و عينى گويد : اگر بگويى از ابى ذر روايت شده كه متعه مخصوص اصحاب محمّد صلّى اللّه عليه و آله بود « 2 » در صحيح مسلم ، مىگويند : اين گفته صحابى مخالف كتاب و سنّت و اجماع و قول كسى است كه بهتر از او بوده است .
امّا كتاب : قول خداى تعالى :
فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ
. پس آنكه تمتع كرد عمره را به حج . « 3 » و اين عمومى است و مسلمين اجماع كردهاند بر اباحه و جواز تمتّع در تمام عصرها ، و جز اين نيست كه در فضل آن اختلاف كردهاند .
و امّا سنّت : حديث سراقه : آيا متعه براى ما تنهاست يا براى هميشه است ؟ فرمودند :
بلكه آن براى هميشه است . و حديث جابر در صحيح مسلم در صفت حج مانند اين است و معنايش اين است كه اهل جاهليت تمتّع را جايز نمىدانستند و عمره را در ماههاى حج ؛ مگر هرزگى و عياشى . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بيان فرمود : خداوند تشريع فرمود عمره را در ماههاى حج و تجويز كرد متعه را تا روز قيامت . سعيد بن منصور آن را روايت كرده از طاوس و به آن اضافه كرده است : چون اسلام آمد امر كرد مردم را كه در ماههاى حج عمره كنند پس عمره در ماههاى حج تا روز قيامت داخل شد . على عليه السّلام و سعد و ابن عبّاس و ابن عمر و عمران بن حصين و ساير صحابه و ساير مسلمين با ابو ذر مخالفت كردند . عمران گويد : ما متعه مىكردمى با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و قرآن دربارهء آن نازل شد . ما را رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از آن نهى نكرد و آيهاى آن را نسخ نكرد . مردى به رأى خودش آنچه خواست گفت ، مورد اتّفاق همه است .
و سعد بن ابى وقاص گويد : ما با رسول خدا متعه را انجام داديم و اين يعنى آنكه نهى از آن كرد در آن روز كافر به عرش ، مسلم آن را روايت كرده است . مقصود از آن
هامش
( 1 ) . زاد المعاد : 1 / 215 .
( 2 ) . عمدة القارى : 4 / 562 .
( 3 ) . بقرهء 2 / 193 .