تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
ماه‌هاى حج عمره نمىكردند . چون اسلام آمد اجازه داد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : عمره داخل حج شده تا روز قيامت ، يعنى : باكى نيست به عمره‌كردن در ماه‌هاى حج . و در صحيحى از خود عمر نقل مىكند : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : جبرئيل آمد نزد من و من در وادى عقيق بودم . فرمود : در اين وادى مبارك دو ركعت نماز بگذار و گفت : عمره در حجّه است . پس عمره داخل در حج شد تا روز قيامت . « 1 » پس چه‌چيز جرئت داد خليفه را بر سنتى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خبر به آن داده و جبرئيل آن را آورده است . و سندى گويد : ظاهر حديث بلال موافقت نهى عمر از متعه است « 2 » و جمهور بر خلاف آن است و اينكه متعه اختصاصى به صحابه ندارد . براى همين حمل كردند متعه را به فسخ و خدا داناتر است . و حديث بلال از احاديثى است كه دلالت مىكند متعه اختصاص به صحابه دارد و در آن احمد گويد : اين مرد شناخته نشد . اين حديثى است كه استادش معروف نيست . حديث بلال در نزد من ثابت نيست . و ابن قيّم در زاد المعاد بعد از نقل گفته احمد گويد : و آنچه دلالت مىكند بر صحّت قول امام احمد و اينكه اين حديث صحيح نيست ، اينكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خبر از متعه داد كه براى هميشه است . پس ما گواهى مىدهيم ، به خدا قسم كه اين حديث بلال از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله درست نيست ، و آن دروغ و غلطى است بر او و چطور مقدّم داشته شود روايت بلال بر روايات افراد مورد اعتماد ، تا آنجا كه گويد : مجوزان فسخ گويند : اين قول فاسدى است كه شكى در آن نيست ؛ بلكه آن رأى و عقيده‌اى است كه در آن شكى نيست ، و به تحقيق كه تصريح كرده است به اينكه آن رأى كسى است كه او بزرگتر از عثمان و ابى ذر و عمران بن حصين است . پس در دو صحيح كه لفظ از بخارى است : ما متمتّع شديم و متعه كرديم با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و درباره آن قرآن نازل شد . مردى گفت : به رأى خودش آنچه
هامش
( 1 ) . سنن ، بيهقى : 5 / 13 آن را از صحيح ، بخارى روايت نموده است . ( 2 ) . حاشيه بر سنن ابن ماجه : 2 / 231 .