تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
من همسر من است و البتّه امروز محرم شدم . عمر در اين موقع گفت : متمتّع نشويد در اين ايّام ؛ زيرا اگر من اجازه دهم به متعه ؛ هرآينه با زنانشان در سايهء درخت بيد آميزش مىكنند ، سپس با آنها براى حج آميزش كنند . آن را ابو حنيفه نقل كرده است ؛ همچنين ابن قيّم گويد : ابن حزم مىگويد : و اين كار چه عيبى داشت و چه خوب است اين كار و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله طواف كرد و آميزش كرد با همسرانش ، سپس صبح كرد در حالى كه محرم بود و خلافى نيست در اينكه جماع و آميزش پيش از احرام به چشم برهم زدنى جايز است . و اللّه اعلم . « 1 » ابو يوسف قاضى از ابو حنيفه از حماد از ابراهيم از عمر بن خطاب روايت كرده است : در آن بين كه در عرفات ايستاده بود ناگاه مردى را ديد كه از سرش طيب و چيز خوش بويى مىچكد . عمر به او گفت : آيا محرم نيستى ، واى بر تو ! گفت : آرى ، اى امير المؤمنين . گفت : چرا مىبينم تو را كه از سرت طيب و عطر مىچكد ؛ و حال آنكه محرم ژوليده‌موى و خاك‌آلود است . گفت : من تهليل و تلبيه گفتم ، براى عمره مفرده و وارد مكّه شدم و با من عيالم بود . پس از عمره‌ام فارغ شدم تا آنكه عصر روز ترويه شد . تهليل و تلبيه براى حج گفتم . گويد : عمر ملاحظه كرد كه ديروز از زنش و عطر متمتع شده است . در آن موقع نهى از متعه كرد و گفت : به خدا قسم كه خيال مىكنيد اگر آزاد بگذارم بين شما و متعه را ، شما با زنانتان زير درخت بيد در روز عرفه آميزش و جماع مىكنيد سپس به قصد حج مىرويد . « 2 » 14 - از ابن عبّاس نقل شده است : شنيدم عمر مىگفت : قسم به خدا كه من شما را از متعه نهى مىكنم ؛ و حال آنكه آن در كتاب خدا موجود و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هم به جا آورد ، يعنى : عمره در حجّ . « 3 » 15 - از عبد اللّه بن عمر نقل شده است : به درستى كه عمر بن خطاب گفت : بين حج و عمره فاصله بيندازيد ، چون‌كه اين تمام‌تر است براى حج شما ، و تمام‌تر است براى
هامش
( 1 ) . زاد المعاد : 1 / 220 . ( 2 ) . كتاب الآثار 97 . ( 3 ) . سنن ، سنايى : 5 / 153 .