3 - از مطرف از عمران بن حصين نقل شده است : همانا حديثى را اكنون برايت نقل مىكنم كه خدا تو را به آن سود دهد بعد از امروز ، بدانكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با گروهى از خاندانش در مدت ده سال عمره رفتند ، آيهاى نازل نشد كه آن را نسخ و باطل كند و خود آن حضرت هم از آن نهى نكرد ، تا آنكه از دنيا رفت . بعد از آنكه هركس به رأى خودش چيزى مىگفت .
و لفظ ديگر مسلم : مردى اظهار عقيده كرد به رأى خودش ، آنطور كه مىخواست ، يعنى عمر . و در لفظ ابن ماجه : و نهى نكرد از آن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و نسخ آن هم نازل نشد .
بعد از آن مردى به رأى خودش آنچه مىخواست مىگفت . « 1 »
صورت ديگر :
مطرف مىگويد : عمران بن حصين به من گفت : حديثى براى تو بيان مىكنم كه شايد خدا تو را به سبب آن سودى بخشد . به درستى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله جمع كرد بين حج و عمره ، نهى از آن نكرد تا از دنيا رفت و دربارهء آن آيهاى نازل نشد كه آن را تحريم كند و اين مسلّم بود براى من ، تا آنكه داغ شدم و آن را رها كردم .
و در لفظ دارمى متعه در كتاب خدا حلال است . پيامبر از آن نهى نكرد و آيهاى دربارهء منع آن نازل نشد . مردى به رأى خودش آنچه مىخواست گفت . « 2 »
صورت سوم :
مطرف گويد : عمران بن حصين در بيمارى كه در آن از دنيا رفت شخصى به سوى من فرستاد . به من گفت : براى تو احاديثى بيان مىكنم كه شايد خداوند به سبب آن بعد از من به تو نفعى بخشد . اگر زنده ماندم آن را بر من كتمان كن و اگر مردم اگر خواستى آن را بازگو كن كه آن بر من مسلّم است . و بدانكه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله جمع كرد بين حج و عمره ، پس دربارهء آن كتاب خدا نازل شد و پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله از آن نهى نكرد . مردى دربارهء آن
هامش
( 1 ) . صحيح ، مسلم : 1 / 474 ؛ سنن ، ابن ماجه : 2 / 229 ؛ مسند ، احمد 4 / 434 ؛ السنن الكبرى : 4 / 344 ؛ فتح البارى : 3 / 338 .
( 2 ) . صحيح ، مسلم : 1 / 474 ؛ سنن ، دارمى 2 / 35 .