تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
اوّل كسى كه نهى از آن كرد عمر بود . و قسطلانى گويد : مردى به رأى خودش آنچه خواست گفت ، و او عمر بن خطّاب بود نه عثمان بن عفان . براى آنكه اوّل كسى كه بود كه نهى از آن كرد . كسانى كه بعد از او آمدند در اين مطلب پيرو او بودند « 1 » در صحيح مسلم تا آخر كلمه ابن حجر ياد شده است . و نووى در شرح مسلم گويد : او عمر بن خطاب بود ، براى آنكه اوّل كسى بود كه نهى از متعه كرد . كسى كه بعد از او بود چه عثمان و چه ديگران پيرو او بودند .

لفظ دو شيخ :

ما با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله متعه مىكرديم و دربارهء آن قرآن نازل شده است . هرآينه گفت مردى به رأى خودش آنچه خواست . « 2 »

لفظ نسايى :

به درستى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله متعه حج نمود و ما هم متعه نموديم . شخصى به رأى خودش آنچه خواست گفت . « 3 » و در لفظ اسماعيلى : ما با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله متعه كرديم و دربارهء آن قرآن نازل شد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هم ما را منع نكرد . 2 - از ابو موسى نقل شده است : او فتوا به متعه مىداد . مردى به او گفت : آرام باش به برخى از فتاوايت ، پس به درستى كه تو نمىدانى امير المؤمنين چه به‌وجود آورده در مناسك حجّ ، تا آنكه او را ديدم و سؤال كردم از او . عمر گفت : من مىدانم كه پيامبر و اصحابش در حج متعه مىكردند ، و لكن من كراهت داشتم كه مردم با زنانشان در سايه درخت بيد آميزش كنند ، آنگاه براى حج حركت كنند ، در حالى كه از سرهايشان آب مىچكد . « 4 »
هامش
( 1 ) . ارشاد السارى : 4 / 169 . ( 2 ) . سنن الكبرى : 5 / 20 . ( 3 ) . سنن الكبرى : 5 / 155 ؛ احمد ، مسند : 4 / 436 نزديك به لفظ سنن آورده است بدون جمله آخر آن . ( 4 ) . صحيح ، مسلم : 1 / 472 ؛ سنن ، ابن ماجه : 2 / 229 ؛ مسند ، احمد : 1 / 50 ؛ سنن ، بيهقى : 5 / 20 ؛ سنن ، نسايى : 5 / 153 ؛ تيسير الوصول : 1 / 288 ؛ شرح موطأ ، زرقانى : 2 / 179 .