مشكلاتى است كه بر كاوشگر ماهر ، مخفى و پنهان نيست .
و از موارد اينچنين - كه شلاق بر سر و بدن زنان گريان عزادار نواخته شده - آن است كه حافظ بن عبد الرزاق از عمرو بن دينار نقل كرده است : چون خالد بن وليد مرد ، زنها در خانه ميمونه جمع شدند و شروع به گريه كردند . عمر آمد و بنا كرد به زدن آنها با شلاقش . روسرى يكى از آنها افتاد . گفتند : اى امير مؤمنان ! روسرى او افتاد . گفت : رها كنيد او را كه احترامى ندارد و او تعجب مىكرد از گفته او كه احترامى براى او نيست . « 1 »
و ما نيز تعجب مىكنيم از سخن او ، لا حرمة لها . و رفتار خليفه اكثرش از جهت گفتار و كردار تعجبآور است - اگر همه آنها هم نباشد - .
و امّا حديث عمر كه ميّت به گريهء زنده عذاب مىشود ، عايشه آن را تكذيب كرده است ، حاكم گويد : مسلم و بخارى اتفاق كردهاند بر صحت حديث ايوب سختيانى از عبد اللّه ابن ابى مليكه ، و بر مناظره عبد اللّه بن عمر و عبد اللّه بن عبّاس را در گريهكردن بر ميّت و رجوع آن در اين موضوع به امّ المومنين عايشه و سخن او كه قسم به خدا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چنين سخنى نفرموده كه مرده عذاب مىشود به گريهكردن كسى و لكن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : عذاب كافر نزد خدا موقع گريستن كسانش زياد مىشود . و به درستى كه خداست كه مىخنداند و مىگرياند و هيچكس را به گناه ديگرى عذاب نمىكند . « 2 »
صورت مفصل قضيه :
عبد اللّه بن ابى مليكه گويد : امّ ابان دختر عثمان از دنيا رفت در مكّه و ما براى تشييع جنازه او آمديم و ابن عمر و ابن عبّاس هم آمدند و من ميان ايشان نشسته بودم . عبد اللّه بن عمر به عمرو بن عثمان گفت : آيا زنها را از گريه منع نمىكنى ، چونكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : مرده از گريه خويشانش عذاب مىشود .
عبد اللّه بن عبّاس گويد : عمر بود كه بعضى از اين حرفها را مىزد و سپس حديث كرد : من با عمر از مكّه بيرون رفتم تا به بيداء رسيديم ، در اين هنگام سوار گندم گونى ديدم كه در زير سايه مىرود . عمر گفت : برو و اين گروه سواران را ببين . ابن عبّاس گويد :
هامش
( 1 ) . كنز العمال : 8 / 118 .
( 2 ) . المستدرك ، حاكم : 1 / 381 .