استحقاق اوست نه به گناه غير در گريستن بر او .
پس اگر گفته شود عذاب او به گريستن اهل او بر او زياد مىشود ، گفته مىشود زياد مىشود او را به آنچه كه مستحق شده به سبب عملش و گريه ايشان هم سبب افزايش شود نه آنكه او را به گريه آنها عذاب كنند .
پس اگر گفته شود دلالت سنّت كجاست ؟ گفته شود : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به مردى فرمود :
اين پسر تو است ؟ گفت : آرى . فرمود : بدانكه او بر تو جنايت نكند و تو هم بر او جنايتى نكنى . مثل آنچه كه خدا اعلام فرمود از اينكه جنايت هركسى بر اوست ؛ چنانچه عمل او براى اوست نه براى غيرش و نه بر زيان ديگرى .
و تكذيب مىكند خليفه گريهاش را بر نعمان بن مقرن ، وقتى كه خبر مرگش به او رسيد . بيرون آمد و بر منبر رفت و اين خبر را به مردم داد و دستش را بر سرش گذارده و مىگريست . « 1 » و تكذيب مىكند توقّفش را بر قبر آقايى و بغلكردن آن قبر و گريستن او بر آن « 2 » و چهاندازه و چه بسيار است از اين موارد كه ياد شده است !
و پيش از همهء اينها گريه پيامبر بزرگوار صلّى اللّه عليه و آله و صحابه و تابعين است بر ايشان به نيكى كردن بر مردگانشان . پس اين رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است كه گريه مىكند بر فرزند عزيزش ، ابراهيم و مىفرمايد : چشم اشك مىريزد و دل مىسوزد و نمىگوييم ، مگر آنچه را كه پروردگارمان خشنود باشد . و ما براى تو اى ابراهيم هرآينه غمگين و محزونيم . « 3 »
و اين است پيامبر بزرگوار صلّى اللّه عليه و آله كه بر فرزندش طاهر گريه مىكند و مىگويد : چشم مىگريد و اشك غالب و سرازير مىشود و دل محزون و غمگين مىگردد ؛ ولى معصيت خداى عزّ و جلّ را نمىكنيم . « 4 »
و اين همان پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه و آله است كه وقتى جناب حمزه رضى اللّه عنه شهيد شد و صفيّه دختر
هامش
( 1 ) . الاستيعاب در شرححال نعمان : 1 / 297 .
( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 5 / 155 .
( 3 ) . سنن ، ابى داود : 3 / 58 ؛ سنن ، ابن ماجه : 1 / 482 .
( 4 ) . مجمع الزوائد : 3 / 18 .