تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
برخاست و به آن حضرت پشت كرد ؛ در حالى كه مىسرود : - من على را دربارهء پسر هند نصيحت كردم ، صلاح ديد مرا رد كرد ، روزگار دومى براى او نشنيد . - و به او گفتم : پيمان و حكومت او را تنفيذ كن تا آنكه معاويه برقرار باشد . - و مردم شام بدانند كه تو او را فرمان داده‌اى و او گوش به فرمان تو است . - پس هرچه را مىخواهى دربارهء او حكم فرما كه او سياستمدار است ، با او با سياست مدارا كن . - پس نصيحتى كه نمودم نپذيرفت و براى او اين نصيحت و مصلحت‌بينى كافى بود . « 1 » و علّامهء اردوبادى خودش پاسخ او را داده كه : - خدمت امام مسلمين با خدعه‌اى آمدى ، و او به كسى كه براى مكر و خدعه سرشته شده اعتنا نكرد . - و پاره‌اى از سخنان را شنوانيدى كه در او اثر نكرد وقتى كه ديد خيانت از آن نمايان است . - در امارت پسر هند ، او را ترغيب نمودى كه از دين امتناع كند و جز دورى از دين از او نبينى . - آيا ستمگر مورد اطمينان است بر رهبرى و هدايت كه دو مرتبه دشمنى خود را بر دين ابراز كرد ! - آيا گرگ گله گوسفند را شبانى مىكند ؛ در حالى گرگ شكننده و دشمن گوسفند است ! و ايمنى از او در بيابان‌ها معمولى است . - و آيا گوش‌هايت شنيد ، بگو مرا به طوفانى كه در وقت كوتاهى وزيد ، گرد و غبارش برنگشت . - و آيا از افعى گزنده ، يك لحظه ايمنى است ؛ و حال آنكه از نيش او زهر كشنده جارى
هامش
( 1 ) . مروج الذهب : 2 / 16 ؛ تاريخ ، طبرى : 5 / 160 ؛ تاريخ ، ابن كثير : 8 / 128 ؛ الاستيعاب : 1 / 251 ؛ تاريخ ، ابى الفداء : 1 / 172 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 183 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى