است !
- پس يك روز پسر هند نيست مگر به اندازهء يك عمر و دستهاى او از هرخيرى خالى است .
- و براى بدىها و شرارتهاى او و گناه تولهسگ او و پدرش كه پير گناهكاران بود زبانه آتش است .
- بنىاميه خدانشناس كجا و تقوا كجا ؟ و براى گناه ايشان است خطاى هرمرد زناكار و زن زانيه .
- و براى آوازهخوانى و فحشاى ايشان زبانههايى از آتش و براى ستمكارى ايشان هر بدبختى و مصيبت سختى است .
- ايشانند كه به جان هم انداختند فتنه جاهليّت را وقتى كه فرصتى به دست آوردند براى جنگكردن و ظلم را مساعد ديدن .
- چرا هم پيمان باتقوا سركشى را در امر خلافتش دخالتدهنده نمىبيند .
- و چهاندازه در اسلام اين و آن از هم دورند پس دين ( على ) عليه السّلام غير دين معاويه است . آيا تلافى مىكنى از او به درستى كه شريعت احمد صلّى اللّه عليه و آله قطع مىكند دست متجاوز پسر سفيان را ، و خيال مىكنى رأى و عقيده در نزد او فوت شده مثل اينكه تو چيزى را ديدهاى كه از او پنهان شده .
- و اگر تقوا نبود مىديدى برادر و داماد محمّد صلّى اللّه عليه و آله را كه براى ما زمامدار و بزرگترين سياستمداران است .
- ما تو را شناختهايم اى زناكارترين و مكّارترين ثقيف ! بر تو باد دو روز ننگين و بدنام .
- تو و به درستى تو در اسلام مثل پيش از اسلامى ، و امّ جميل هم براى بدنامى تو راويست .
مغيره مقدّم و جلوى مردمى بود كه از امير المؤمنين عليه السّلام انتقاد كرده و جسارت مىكردند . ابن جوزى گويد : خطبا در كوفه پيش مغيره آمدند ، صعصعة بن صوحان برخاست و سخن گفت ، مغيره گفت : او را ببريد و روى سنگى يا نيمكتى نگه داريد تا
الغدير ( فارسى ) — صفحة 184
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص١٨٤