تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
است ! - پس يك روز پسر هند نيست مگر به اندازهء يك عمر و دست‌هاى او از هرخيرى خالى است . - و براى بدىها و شرارت‌هاى او و گناه توله‌سگ او و پدرش كه پير گناهكاران بود زبانه آتش است . - بنىاميه خدانشناس كجا و تقوا كجا ؟ و براى گناه ايشان است خطاى هرمرد زناكار و زن زانيه . - و براى آوازه‌خوانى و فحشاى ايشان زبانه‌هايى از آتش و براى ستمكارى ايشان هر بدبختى و مصيبت سختى است . - ايشانند كه به جان هم انداختند فتنه جاهليّت را وقتى كه فرصتى به دست آوردند براى جنگ‌كردن و ظلم را مساعد ديدن . - چرا هم پيمان باتقوا سركشى را در امر خلافتش دخالت‌دهنده نمىبيند . - و چه‌اندازه در اسلام اين و آن از هم دورند پس دين ( على ) عليه السّلام غير دين معاويه است . آيا تلافى مىكنى از او به درستى كه شريعت احمد صلّى اللّه عليه و آله قطع مىكند دست متجاوز پسر سفيان را ، و خيال مىكنى رأى و عقيده در نزد او فوت شده مثل اينكه تو چيزى را ديده‌اى كه از او پنهان شده . - و اگر تقوا نبود مىديدى برادر و داماد محمّد صلّى اللّه عليه و آله را كه براى ما زمامدار و بزرگ‌ترين سياستمداران است . - ما تو را شناخته‌ايم اى زناكارترين و مكّارترين ثقيف ! بر تو باد دو روز ننگين و بدنام . - تو و به درستى تو در اسلام مثل پيش از اسلامى ، و امّ جميل هم براى بدنامى تو راويست . مغيره مقدّم و جلوى مردمى بود كه از امير المؤمنين عليه السّلام انتقاد كرده و جسارت مىكردند . ابن جوزى گويد : خطبا در كوفه پيش مغيره آمدند ، صعصعة بن صوحان برخاست و سخن گفت ، مغيره گفت : او را ببريد و روى سنگى يا نيمكتى نگه داريد تا