تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
گفتند : مىبينيم كه تو مستحق آنى ، چون‌كه آن هديّه و پيشكشى از همسر پادشاه روم است براى همسر تو ، نه جزيه است و نه مالياتى بر آن است و نه حكمى از احكام مردان به آن متعلّق مىشود . گفت : لكن همسر امير مؤمنين و سفير هم سفير امير المؤمنين است و مركبى كه بر آن سوار شده مال مؤمنين است و اگر مؤمنين نبودند هيچ‌يك از اين‌ها نمىآمد . من مىبينم كه اين مال بيت المال مسلمين است و ما به امّ كلثوم سرمايه‌اش را مىدهيم . جواهر را فروخت و به همسرش يك دينار داد و ما بقى را در بيت المال مسلمين قرار داد « 1 » . 2 - روايت شده كه زن ابو عبيده براى زن پادشاه روم هديّه‌اى فرستاد . او به فرستادن جواهرى تلافى كرد . به گوش عمر رسيد . آن را گرفت و فروخت و پول هديّه‌اش را به او داد و باقى را به بيت المال مسلمين برگردانيد « 2 » . امينى گويد : تمام اينها را كه خليفه ياد كرده از مالك شدن و يا مخرجات از ملك نيست . امّا بودن امّ كلثوم به عنوان همسر و زن خليفه انگيزه و موجب هديه دادن همسر شاه روم بوده و يا وجود مؤمنين ؟ ! پس آن از دواعى علّتهاى عظمت خليفه است كه همسرش مورد احترام و اعتنا پيش همسران شاهان بوده است و فرستاده بودن از طرف خليفه ، مباح نمىكند چيزى را كه همسر شاه روم فرستاده و سفير در رساندن آن به صاحبش امين شده . و مركب مؤمنين بودن هم نيز مباح نمىكند چيزى را كه سوار بر آن حمل نموده است . بلى محتمل است اگر براى آن محمول ، سنگينى زيادى باشد مومنون اجرت آن را بگيرند . و من نمىدانم كردهء خليفه چگونه است ؟ و چطور براى مسلمين اين مال در آخر حلال و جايز شد ، بعد از آنكه ديدند در اوّل امّ كلثوم مستحق آن است ؟ آنگاه دليل دادن قيمت و بهاى هديه در دو قضيّه چيست ؟ اگر حق دو صاحب آنها در جواهر است ، تمام آن مال آنهاست و اگر نيست ، آنها خود به تلف‌كردن مالشان اقدام نموده‌اند ؟ دليلى براى دادن بدل آن از مال مسلمين نيست .
هامش
( 1 ) . الفتوحات الاسلاميه : 2 / 413 . ( 2 ) . الفتوحات الاسلاميّه : 2 / 413 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 176 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى