كه ( برادران يوسف ) بر مكر و حيله تصميم گرفتند حاضر نبودى » « 1 » « پس به كيفر كردارشان رسيدند و عذاب دردناك بر آنان مهيا است » « 2 »
4 - زن ديگرى كه شش ماهه زاييد
عبد الرزاق و ابن المنذر از نافع بن جبير نقل كردهاند : - ابن عبّاس به او خبر داد - گفت :
براى صاحب ، زنى كه پيش عمر آورده بودند و شش ماهه زاييده بود و مردم آن را انكار مىكردند ، به عمر گفتم : ظلم نكن ! گفت : چگونه است ؟ گفتم : بخوان آيهء
وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً
وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ
حول چهاندازه است ؟ گفت :
يك سال . گفتم : سال چند ماه است ؟ گفت : دوازده ماه . گفتم : پس بيست و چهار ماه دو حول كامل است و خداوند در حمل ، آنچه بخواهد تأخير و جلو مىاندازد . پس عمر به گفتهء من راحت شد . « 3 »
5 - همه مردم از عمر داناترند
مسروق بن اجدع گويد : عمر بن خطاب بر منبر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بالا رفت . سپس گفت :
اى مردم ! چهاندازه در مهر زنانتان زياد مىكنيد ؛ و حال آنكه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و اصحاب او صداق و مهريه در بينشان چهارصد درهم و كمتر از آن بود و اگر زيادكردن در مهر نزد خدا پرهيزكارى يا بزرگوارى بود پيغمبر و اصحابش به سوى آن پيشى مىگرفتند . پس من البتّه حدّ مىزنم اگر كه مردى در صداق زنش بيشتر از چهارصد درهم زياد كند يا صداق را به چهارصد درهم محدود مىكنم . اين جمله را گفت و از منبر به زير آمده ، زنى از قريش بر او اعتراض كرد و گفت : اى پيشواى مسلمين ! مردم را منع كردى كه مهريه زنها را از چهارصد درهم زيادتر كنند ؟ گفت : آرى . پس گفت : آيا نشنيدى آنچه خدا در قرآن نازل كرده است ؟ گفت : كدام آيه است ؟ گفت : آيا نشنيدى خدا مىفرمايد :
وَ آتَيْتُمْ
هامش
( 1 ) . يوسف / 103 .
( 2 ) . تغابن / 5 .
( 3 ) . الدر المنثور ؛ سورهء احقاف 6 / 40 ؛ كتاب علم ، ابن عبد البر 150 .