روز اوّل تا امروز با او مخالفت كردهاند . و بر وجوب تيمم بر جنبى كه آب ندارد اتفاق كردهاند و هيچكس از او در آنچه كه اجتهاد كرده پيروى نكرده مگر عبد اللّه بن مسعود ، اگر اين مطلب نسبت به او صحّت داشته باشد .
و از دو صحيح - بخارى و مسلم - ظاهر مىشود از شقيق كه اجتهاد ياد شده در دو آيه تيمم و تأويل قول او أو لامستم چنانچه ياد شد از دروغهاى تابعين و كسانى است كه بعد از ايشان آمدهاند و مفاد دو آيه مورد اتفاق صحابه بوده است و هرگز اختلافى در بين ايشان نبوده و جز اين نيست كه عمر و يگانه پيرو او ( ابن مسعود ) تيمم را براى جنب فاقد آب ، به دليل ديگرى كراهت داشتهاند .
شقيق گويد : من ميان عبد اللّه بن مسعود و ابو موسى بودم . ابو موسى گفت : اى ابو عبد الرحمن ! آيا ديدهاى كه اگر مردى جنب شود و آب نيابد يك ماه ، چگونه نماز به جا آورد ؟ گفت : تيمم نكند هرچند كه تا يك ماه هم آب نيابد . پس ابو موسى گفت : چه مىكنى به اين آيه در سورهء مائده
فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً
عبد اللّه گفت : اگر در اين آيه اجازه داده شده باشد ممكن است منظورش اين باشد كه اگر آب سرد باشد با خاك تيمم كنند . پس ابو موسى به او گفت : فقط براى همين تيمم را كراهت مىدارى ؟
عبد اللّه گفت : بلى . پس ابو موسى به عبد اللّه گفت : آيا نشنيدى سخن عمار را كه به عمر گفت : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله مرا فرستاد ، من جنب شدم و آب نيافتم كه غسل كنم . در خاك غلطيدم ، چنانچه چهارپايان مىغلطند ، سپس آمدم نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، پس به آن حضرت بازگو كردم . پس فرمود : البتّه براى تو كافى است كه چنين كنى ، و دو كف دستش را يك مرتبه بر زمين زد ، سپس خاكشان را تكان داد ، آنگاه با كف دست چپش پشت دست راست را مسح نمود و با دست راستش پشت دست چپ را مسح نمود ، پس از آن با هردو دست صورتش را مسح نمود . پس عبد اللّه گفت : آيا نديدى كه عمر قانع به قول و گفتهء عمّار نشد !