تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
است : اين روايت باطل است . « 1 » متن حديث از سند آن فاسدتر است ، زيرا ولايت ياد شده در حديث اگر شرعى و به امر خدا بوده ، بر رسول خدا فرض و لازم مىآمده كه آن را افشا كند ، تا مردم طريق حق و امام مفترض الطاعه را بشناسند و با پيروىكردن از او سعادتمند گردند ، نه آنكه رسول خدا آن را كتمان كند و در نتيجه مردم متحير بمانند و ندانند از چه كسى بايد احكام دينشان را فرا گيرند و در تشخيص آن به جلبكهاى بىريشه از راه انتخاب و اجماع ناقص متشبث گردند . اگر هم غير مشروع بوده ، بر رسول خدا لازم مىآمده كه ابو بكر و عمر را از تصدى آن نهى كند و يا به حفصه دستور دهد كه به آنها بگويد كه از تصدى اين امر كه موجب وقوع در هلاكت است ، اجتناب نمايند ، نه آنكه او را به مخفى نگاهداشتن و كتمان آن مأمور فرمايد ، تا نادانسته در آن واقع نشوند . اصلا مقتضاى مقام اين بوده كه رسول خدا حقيقت را به طور صريح و بىپيرايه به مردم مسلمان حالى كند تا هركه هلاك مىشود ، به دليلى هلاك شود و هركس هم كه زنده مىماند ، از روى بيّنه باشد . « 2 » بنابراين ، اگر اين حديث صحيح باشد ، رسول خدا مىخواهد از يك قضيهء خارجى خبر دهد ، اگر چه خلافت از روى قهر و غلبه حاصل شده باشد ، و كلمهء بشارت منافاتى با آن نخواهد داشت ، زيرا اين خبر چون حفصه را به خاطر زمامدار شدن پدرش خوشحال مىكرد ، آن جناب طبق علاقه و ميل باطنى او كلمهء بشارت را به كار برده است . بنابراين هيچگاه حفصه هنگام احتياج امت اسلامى در مورد خلافت به يك نص آشكار همانند آن - اگر اين حديث نص باشد - احتجاج نكرده است ، اما اين كه رسول خدا او را مأمور به كتمان اين امر فرموده است ، به خاطر مصالحى بوده كه بر خوانندهء بصير و دانا پوشيده نيست . 28 - از جعفر بن محمد ، امام صادق عليه السّلام از پدرش ، از جدش آمده است كه فاطمه عليها السّلام در شب وفات كرد و ابو بكر و عمر و جماعت زيادى به خانهء على آمدند ، آنگاه ابو بكر به
هامش
( 1 ) . لسان الميزان : 6 / 113 . ( 2 ) . انفال 8 / 42 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 498 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى