4 - عمرو بن شعيب كه ابو داود گفته است : روايت عمرو از پدرش ، از جدش حجت نيست و شايد خطيب كه از ابطال مثل اين روايت سكوت كرده است ، به خاطر اين بوده كه اطمينان داشته بطلان آن از لحاظ سند و متن بر كسى پوشيده نيست .
26 - از انس آمده كه رسول خدا فرمود : اى عثمان تو به زودى بعد از من زمامدار مسلمين خواهى شد ، اما منافقان به تو فشار خواهند آورد كه از آن دست بكشى ، ولى از آن دست نكش و آن روز را روزه بگير كه نزد من افطار خواهى كرد .
ذهبى آن را از طريق خالد بن محمد ابى الرحّال بصرى انصارى آورده و گفته است :
نزد او چيزهاى عجيب و غريبى است « 1 » ، و ابن حبان گفته است كه احتجاج به گفتهء او جايز نيست . ابن حجر نيز به نقل از ابو حاتم گفته است : روايت او قوى نيست . « 2 »
27 - از ابو هريره در حديثى آمده كه رسول خدا فرمود : اى حفصه ، آيا به تو بشارت ندهم ؟ گفت : چرا ، فرمود : فرمانروا بعد از من ابو بكر است و بعد از او پدر تست ، اين راز را پنهان دار ، ولى او بيرون رفت و بر عايشه وارد شد و به او گفت : اى دختر ابو بكر ، آيا به تو بشارت ندهم ؟ گفت : به چه چيز ؟ جريان را برايش نقل كرد و گفت : اين راز را پنهان دار ، چنان كه رسول خدا از من خواسته است ، آنگاه اين آيه نازل گرديد : اى پيامبر ، چرا به خاطر جلب رضايت همسرانت ، آنچه را كه خداوند براى تو حلال كرده است ، بر خود حرام مىكنى ؟ « 3 »
ماوردى به طور مرسل آن را آورده است « 4 » ، و عقيلى آن را از طريق موسى بن جعفر انصارى آورده و گفته است كه او در نقل ، مجهول است و حديثش قابل پيروى و صحيح نيست .
ذهبى در ميزان الاعتدال در شرح حال موسى آن را آورده و گفته است : او شناخته شده نيست و خبرش از درجهء اعتبار ساقط است ، آنگاه بعد از ذكر اين حديث گفته
هامش
( 1 ) . ميزان الاعتدال : 1 / 300 .
( 2 ) . لسان الميزان : 6 / 794 .
( 3 ) . تحريم 66 / 1 .
( 4 ) . اعلام النبوّة 81 .