تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
همو آن را به شكل ديگر روايت كرده و در آن آمده است : ربيع گفت : آن را شستم و آبش را به او دادم و وى آن را در ظرفى ريخت و مىديدم كه هرروز از آن برمىداشت و به عنوان تبرك به صورتش مىماليد . « 1 » ابن كثير در تاريخ خود آن را از بيهقى روايت كرده است . « 2 » فقيه احمد بن محمد ، ابو بكر يازودى گفته است : وارد عراق شدم و كتاب‌هاى اهل عراق را نوشتم و كتب اهل حجاز را نيز نوشتم و از زيادى اختلاف آنها ندانستم كه كداميك را بگيرم ، تا اينكه گفته است : از زيادى اختلاف آنها ، جماعت را ترك كرده با حال اندوه خارج شدم و شب را با اندوه به سر مىبردم . وقتى كه نيمه‌هاى شب شد ، برخاستم ، وضو گرفتم و دو ركعت نماز خواندم و گفتم : خدايا مرا به چيزى كه دوست دارى و مىپسندى هدايت فرما ، آنگاه به رختخوابم برگشتم . در خواب ديدم كه رسول خدا از در بنى شيبه داخل مسجد الحرام شد و پشتش را به كعبه تكيه داد و نيز ديدم كه شافعى و احمد بن حنبل در طرف راست رسول خدا قرار دارند و آن حضرت با تبسّم به آنها مىنگرد . همچنين بشر مريسى را ديدم كه در طرف چپ پيامبر اكرم قرار دارد ، ولى گرفته و ناراحت است ، گفتم : يا رسول اللّه ، از كثرت اختلاف اين دو مرد نمىدانم چه كنم و كداميك را برگزينم ؟ آن حضرت به سوى احمد و شافعى اشاره كرد و گفت : اينان كسانى هستند كه به آنها كتاب و حكم و نبوت داديم . « 3 » آنگاه اشاره به بشر مريسى كرد و گفت : اگر اينان به آن كافر شوند ، قوم ديگرى را بر آن گمارده‌ايم كه به آن كافر نيستند . « 4 » ابو بكر يازودى مىگويد : به خدا قسم ، وقتى كه اين خواب را ديدم ، فردايش هزار دينار صدقه دادم و دانستم كه حق با شيخين است . « 5 » غلو حنبلىها دربارهء امامشان به حدى رسيده كه مدينى گفته است : خداوند اين دين را با دو مرد عزت بخشيد كه سومى ندارند ، آنها عبارتند از : ابو بكر صديق در روز ردّه و
هامش
( 1 ) . مناقب احمد بن حنبل 455 . ( 2 ) . البداية و النهاية : 10 / 331 . ( 3 و 4 ) . انعام 6 / 89 . ( 5 ) . ابن عساكر آن را در تاريخ الشام : 1 / 454 از بيهقى و جوزقى آورده است .