تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
ابليس زيانبارتر است . « 1 » محمد بن موسى حنفى ، قاضى دمشق ( م 506 ) مىگفت : اگر قدرت مىداشتم از شافعىها جزيه مىگرفتم . « 2 » محب الدين محمد بن محمد دمراقى حنفى ( م 789 ) همان عالم پرهيزكارى كه در هر روز يك ختم قرآن مىكرده ، داراى تعصب شديدى عليه شافعىها بوده تا جايى كه دروغ مىساخته و آن را عبادت مىدانسته است . « 3 » مالكىها پندارهاى ديگرى را مىآورند و خبرى را كه بعضى به نام رسول خدا ساخته‌اند ، روايت مىكنند كه اگر مردم تمام كرهء زمين را بگردند ، داناتر از عالم مدينه نمىيابند « 4 » ، و آن را بر مالك بن انس تطبيق مىنمايند . گويا كه مدينه ، پايتخت اسلام نبوده و در آنجا پيش از مالك و بعد از او ، عالمى مطرح وجود نداشته است . همچنين گويى كه خانوادهء پيامبر بزرگوار اسلام كه رسول خدا آنان را در جانشينى قرين قرآن قرار داده و در حقّشان فرموده است : انى مخلف فيكم الثقلين ، كتاب اللّه و عترتى اهل بيتى ، وارث علم پيامبر عظيم الشأن اسلام نبودند . انگار كه صادق آل محمد تنها وسيلهء نشر علم براى ائمهء دنيا در آن روز نبوده و مالك نيز از شاگردانش نبوده است . مرد ديگرى مىآيد « 5 » و از ناحيهء مسلمانان ادعاى اجماع مىكند كه منظور از اين حديث ساختگى ، مالك است ، غافل از اينكه طبق گفتهء محمد بن عبد الرحمن ، احمد از مالك بن انس فاضل‌تر بوده است . « 6 »
هامش
( 1 ) . خطيب در تاريخ بغداد : 5 / 309 اين حديث را آورده و آن را از بدترين چيزهايى كه بورقى محمد بن سعيد كذاب ( م 318 ) بر ثقات وضع كرده ، شمرده است و عجلونى در كشف الخفاء : 1 / 33 و سيوطى در اللئالى المصنوعة : 1 / 237 نيز آن را از موضوعات دانسته‌اند . ( 2 ) . البداية و النهاية : 12 / 175 ؛ لسان الميزان : 5 / 402 . ( 3 ) . شذرات الذهب : 6 / 310 . ( 4 ) . ابن الحوت در اسنى المطالب 14 آن را از موضوعات شمرده و گفته است كه تنها از مالكىها ، آن را شنيده‌ام و در جايى نديده‌ام . ( 5 ) . منظور صاحب الديباج المذهب است . ( 6 ) . تاريخ بغداد : 2 / 298 .