احمد بن حنبل به روز محنت . « 1 »
همو گويد : هيچ كس بعد از رسول خدا دربارهء رواج اسلام ، چنان كه احمد بن حنبل قيام نموده ، اقدام نكرده است .
ميمونى مىگويد كه به او گفتم : اى ابا الحسن ، حتى ابو بكر صديق ؟ گفت : حتى او ، زيرا ابو بكر صديق يار و ياور داشته ، اما احمد بن حنبل بدون يار و ياور بدان قيام كرده است . « 2 »
در برابر آنها افرادى قرار دارند ، مثل ابو على حسين بن على كرابيسى شافعى ( م 245 يا 248 ) كه بر امام احمد اعتراض مىكرد و هنگامى كه سخنش را دربارهء قرآن شنيد ، گفت : به چه عمل كنيم ، به گفتار اين بچه ؟ كه اگر بگوييم مخلوق است ، مىگويد بدعت است و اگر بگوييم غير مخلوق است ، باز مىگويد بدعت است . « 3 »
يا مثل مرجان خادم ، متفقه در مذهب شافعى ( م 560 ) كه نسبت به حنبلىها تعصب شديدى داشته و اظهار دشمنى مىكرده است ، تا جايى كه ديوار مخصوص مكه را كه وزير ابن هبيره پديد آورده بود و ابن طباخ حنبلى « 4 » در آنجا نماز مىخواند ، به خاطر دشمنى با حنبليان خراب كرد و به ابن جوزى حنبلى مىگفت : مقصود من ريشه كنكردن مذهبتان و از بين بردن نام شماست . هنگامى كه مرجان فوت كرد ، ابن جوزى فوقالعاده خوشحال گرديد . « 5 »
ابن جوزى گفته است : ابو سعد سمعانى ( م 563 ) نسبت به مذهب احمد حنبل دشمنى شديدى داشته و بسيارى از اصحاب ما را ياد كرده و مورد طعن قرار داده است
هامش
( 1 ) . آيا بر مدينى مخفى مانده آنچه را كه حفاظ به دروغ از رسول خدا آوردهاند كه فرمود : خدايا اسلام را با عمر بن خطاب عزت بخش ، چنان كه در روايت ساختگى ديگر آمده است : خدايا دين را با عمر تأييد كن .
خداوند هم دعاى پيامبر اكرم را دربارهء عمر اجابت فرمود و به وسيلهء او ملك اسلام را آباد و بتها را منهدم كرد . مستدرك حاكم : 3 / 83 .
( 2 ) . تاريخ بغداد : 4 / 418 .
( 3 ) . همان : 8 / 64 .
( 4 ) . او ابو محمد مبارك بن على بن حسين بغدادى ( م 575 ) است كه مقيم و مجاور مكه بوده است .
( 5 ) . المنتظم : 10 / 213 ؛ البداية و النهاية : 12 / 250 .