نذرها براى اهل قبور
براى ابن تيميه و هم مسلكانش ، در اين مسئله رجز خوانى پر سر و صدايى است كه در آن فحشها و ناسزاها گفته و از فرقههاى مسلمانان كه از لحاظ طرز تفكر با آنها مخالفند ، با عبارات توهينآميز و زشت ياد كردهاند ، و از قصيمى در سابق نقل گرديد كه او زيارت قبور و احترام به آن را از شعاير شيعه مىداند و مىگويد كه ناشى از غلوشان دربارهء امامانشان و اعتقادشان نسبت به خدايى على و فرزندانش است ، در صورتى كه اين نسبت ، جز دروغ محض و تهمت ناروا چيزى نيست و هيچگاه شيعه در اين مسئله از آنچه كه امت اسلامى بر آن اتفاق نظر دارد ، عدول نكرده است .
خالدى به طور تفصيل در اينباره بحث كرده كه خلاصهء آن چنين است : مسئله داير مدار نيات نذركنندگان است و معلوم است كه ارزش اعمال به نيتهاست .
پس اگر قصد نذر كننده ، خود مرده و تقرب به او باشد ، چنين نذرى قطعا جايز نخواهد بود ، و اگر منظورش تقرب به خدا و بهرهمندى زندگان به وجهى از وجوه ، و وصول ثواب آن به مرده باشد ، خواه مصرف مورد نذر را تعيين كرده و يا مطلق گذاشته باشد ، ولى مصارف آن به حسب عرف مردم معلوم باشد ، مانند : مصالح قبر ، مردم آن شهر ، مجاورانش ، عموم فقرا ، بستگان ميت و يا نظاير اينها ، در اين صورت ، وفاى به نذر واجب خواهد بود .
او اين مطلب را از اذرعى ، زركشى ، ابن حجر هيثمى مكى ، رملى شافعى ، قبانى بصرى ، رافعى ، نووى ، علاء الدين حنفى ، خير الدين رملى حنفى ، شيخ محمد غزى و شيخ قاسم حنفى حكايت كرده است . « 1 »
رافعى به نقل از صاحب التهذيب و غيره نقل كرده است كه اگر نذر كند مبلغى را به اهل منطقهء معينى صدقه بدهد ، بايد آن مبلغ را به آنان صدقه دهد .
او بعد از نقل عبارت ياد شده گفته است : از اين قبيل است اگر چيزى را نذر كند كه به سوى قبر معروف در جرجان بفرستد ، زيرا آنچه كه در آنجا جمع مىشود ، چنان كه
هامش
( 1 ) . ر ك : صلح الاخوان 102 - 109 .