نمايد ، در صورتى كه هيچ كدام از پيشوايان مذاهب آن را منع نكردهاند ، با آنكه آن اعمال مستلزم اختلاط زن و مرد است و همهء فقها در اين امور تنها اختلاط را منع كردهاند ، نه آن اعمال عبادى را و در مورد زيارت نيز مطلب چنين است .
گفتهء كسى كه به خاطر ترس از اختلاط منكر زيارت شده ترا نفريبد ، زيرا چنان كه توضيح داديم ، بايد گفتارش تفصيل داده شود ، و گرنه وجه درستى نخواهد داشت . او پنداشته است كه زيارت اوليا بدعتى است كه در زمان سابق وجود نداشته است ، پس بايد حرام باشد ؛ اصولا اين امر بدعت نيست و به فرض كه چنين باشد ، هربدعتى حرام نيست و چه بسا بدعت واجب است ، تا چه رسد به مستحب ، چنان كه به آن تصريح كردهاند . « 1 »
5 - شيخ محمد خطيب شربينى ( م 977 ) گويد : چنان كه قاضى حسين در شرح الفروع گفته است ، وضو براى زيارت قبور مستحب است ، و بايد زائر روبروى قبور مسلمانان بايستد و بر آنها درود بفرستد و آنچه كه مىتواند قرائت قرآن كند و به دنبال آن ، به اميد اجابت دعا كند ، زيرا دعا براى مرده مفيد خواهد بود و بعد از قرائت به اجابت نزديكتر است و در هنگام دعا رو به قبله بايستد ، اگر چه خراسانيان گفتهاند : مستحب است روبروى ميت بايستد .
مصنف گويد : زياد زيارتكردن و پيش قبرهاى اهل خير و فضل ماندن مستحب است . « 2 »
6 - قارى حنفى ملا على هروى ( م 1014 ) دربارهء زيارت قبور گفته است : امر در زيارت ، براى جواز يا استحباب است و جمهور علما نيز بر اين عقيده هستند ، بلكه بعضى دربارهء آن ادعاى اجماع كردهاند ، اما ابن عبد البر از بعضى ادعاى وجوب را نقل نموده است . « 3 »
7 - شيخ ابو البركات حسن بن عمار بن على ، مكنى به ابن الاخلاص وفايى شرنبلالى
هامش
( 1 ) . الفتاوى الكبرى الفقهيّة : 2 / 24 .
( 2 ) . مغنى المحتاج : 1 / 357 .
( 3 ) . المرقاة فى شرح المشكاة : 2 / 404 .