تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
چنين پاسخ گفته است : او سفر براى زيارت غير رسول خدا را با منع مسافرت براى غير مساجد سه‌گانه قياس كرده ، در صورتى كه فرق ميان آن دو بسيار روشن است ، زيرا غير از مساجد سه‌گانه ، ديگر مساجد در فضيلت با هم مساوى هستند و فايده‌اى در سفر كردن به سوى آنها نيست ، ولى اولياى خدا از لحاظ تقرب به خدا با هم متفاوتند و بهره‌مندى زائران به حسب معارف و اسرارشان نيز مختلف است ، پس مسافرت به سوى آنها داراى فايده‌هاى فراوان خواهد بود . به همين جهت ، مسافرت به سوى آنها براى مردان و نذركردن مستحب شمرده شده ، چنان كه در شرح العباب در اين‌باره به طرزى كه بهتر از آن متصور نيست ، بسط كلام داده‌ام . اما دربارهء بدعت‌ها و كارهاى حرامى كه سائل تذكر داده است ، بايد توجه داشت كه كارهاى عبادى را نبايد به خاطر اين گونه اعمال ترك كرد ، بلكه بايد عمل عبادى انجام گيرد و بدعت‌ها نيز انكار و تا آنجا كه مقدور است ، از بين برده شود . بنابراين ، فقها در طواف مستحب ، چه رسد به واجب ، ذكر كرده‌اند كه اگر چه زنها وجود داشته باشند ، طواف صورت گيرد و اين چنين است رمى جمرات ، منتها دستور داده‌اند كه مردها از آنها فاصله بگيرند . زيارت نيز چنين است ، يعنى بايد صورت گيرد ، اما مردها از زن‌ها فاصله داشته باشند و با آنها درنياميزند و از آنچه كه حرام و بدعت است ، تا مىتوانند ، اجتناب ورزند . اين در صورتى است كه زيارت جز با اين مفاسد مقدور نباشد ، و گرنه اگر بتواند تمام يا بعضى از مفاسد را از بين ببرد ، بديهى است كه زيارت در اين صورت مستحب مؤكد خواهد بود . اگر به هيچ وجه دورى از مفاسد مقدور نباشد ، بايد زيارت را در غير آن زمان انجام دهد ، بلكه اگر گفته شود : در اين صورت اصلا زيارت نكند ، چندان بعيد نيست . كسى كه مطلقا به خاطر ترس از اختلاط ، زيارت را منع كرده ، بايد طواف و رمى جمرات و وقوف به عرفه يا مزدلفه را نيز در صورت ترس از اختلاط و مانند آن منع