است ، امّا آيا مسافرت براى آن نيز مستحب است ، چنان كه هدف از مسافرت براى زيارت خليل الرحمان و اهل و فرزندانش و زيارت سيد بدوى و ديگر بزرگان نيز چنين است ؟ از پيشوايانمان كسى را نديدهام كه تصريح به آن كرده باشد و بعضى از شافعىها آن را جز براى رسول خدا منع كردهاند ، زيرا آن را از قبيل مسافرت براى غير مساجد سهگانه دانستهاند ، در صورتى كه غزالى آن را به طور آشكار رد كرده است .
آنگاه پس از ذكر فشردهء گفتار غزالى اضافه كرده كه ابن حجر در فتاوايش گفته است :
زيارت به خاطر منكرات و مفاسدى كه در كنار قبور صورت مىگيرد ، از قبيل اختلاط زنان با مردان و نظاير آن نبايد ترك شود ، زيرا اعمال عبادى به امثال اين گونه امور ترك نمىشود ، بلكه بر آدمى است كه عبادت را انجام دهد و بدعتها را انكار كند ، و در صورت امكان در از بين بردن آنها اقدام نمايد .
من مىگويم كه آنچه دربارهء عدم ترك تشييع جنازه ، حتى با حضور زنان گريه كننده گفته شده ، اين مطلب را تأييد مىكند .
تا اينكه مىگويد : در الفتح گفته شده است : مستحب ، زيارتكردن و دعا خواندن كنار قبر در حال ايستاده است ، چنان كه رسول خدا در زيارت بقيع چنين مىكرده و مىفرموده است : درود بر شما ساكنان خانههاى مؤمنان ، و ما نيز اگر خدا بخواهد ، به شما ملحق خواهيم شد .
در شرح اللباب ملا على قارى آمده است : از آداب زيارت اين است كه زائر از سمت پاهاى متوفى ، نه از سمت سرش وارد شود ، زيرا از سمت سر ، ديدن را بر ميت دشوارتر مىكند ، بر خلاف پا كه مقابلش قرار مىگيرد ، اما رعايت اين مطلب در صورت امكان است ، و گرنه از رسول خدا رسيده كه آن حضرت اول سورهء بقره را مقابل سر ميت و آخرش را مقابل پايش خوانده است . « 1 »
9 - شيخ ابراهيم باجورى ( م 1277 ) گفته است : زيارت قبور براى مردان به خاطر به ياد آخرت افتادن مستحب است ، ولى براى زنان به جهت جزع و كم صبر بودنشان
هامش
( 1 ) . ردّ المحتار على الدرّ المختار : 1 / 630 .