مذهبى فراوان رخ ميدهد و حنبلىها ، طبق سيره و روشى كه در برابر دشمنان داشتند ، شورشى به پا كرده كتابخانهها را با هرچه كتاب و ديوان مذهبى يافتهاند ، به آتش مىكشند و در نتيجه ، ادبيات شيعى ، سره و ناسره ، هرچه بود و نبود ، طعمه حريق مىشود ، از جمله سرودههاى ابن عودى .
و گويا ، اشعار مذهبى ابن عودى است كه محب الدين محمد ، معروف به ابن نجار بغدادى را بر آن داشته كه در شرح حال او بگويد : رافضى خبيثى بوده كه صحابهء رسول را هجو مىگفته است .
از سرودههاى ابن عودى قطعهء ذيل است كه در واسط سروده است :
- چندى است كه در واسط مقام دارم و شبانگاهان اندوه فراق و جدايى ، خواب ناز از سر مىربايد .
- اى شوريدگان ! آيا كسى هست بر اين عاشق دلباخته رحمت آرد كه جام فراق را مالامال سركشيده است .
- اى دوستان ! شود كه دوران وصل بازآيد ؟ شود كه بعد از فراق و جدايى روى نگارم را دوباره بينم ؟
- گرچه به ظاهر ، شكيب و آرام گرفتم ، اما شور و اشتياقم در دل نهان است .
- هان ! اى قمريان وادى سالم به سلامت مانيد ، خدايتان از شر هجران و جدايى نگهبان باد .
- بياييد همنوا و همناله گرديم ، و هريك بر درد خود بگرييم كه نهانكردن سوز دل در توان ما نيست .
- از آنجا كه سوز و گداز عشقم با تو يكسان نباشد ، اشك من بر رخسار مىرود و اشك تو پيدا نيست .
- نمىپنداشتم كه بعد از دوران وصلم ، با روزگار فراقى چنين پرملال روبهرو خواهم گشت .
- اينك با نالهء جانسوزت داغ دلم تازه كردى و پرده از راز درونم بركشيدى .
- با نواى زارى ، خواب از چشمم ربودى ، پندارم ساقى هجران جامى چند به كارت كرد .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 480
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٨٠