- كاش اين سيلاب اشكى كه بر رخسار مىدود ، جراحت دل را مداوا مىكرد و يا آتش آن را فرومىنشاند .
- هربام و شام كه آيد ، گويم : اينك از رنج درون رستم ، اما سوز دل نگذارد كه راه سلامت گيرم .
- دستم به دامن معشوق نمىرسد ؛ آرزوى وصل دارم ، اما چه بخيل و پرجفاست .
- با رقيب بگو كه بر كاشانهء معشوق مىگريد و مىنالد .
- من از ناله و زارى بر اين خانه و كاشانه معذورم ، زيرا كه خون عزيزانم در كربلا پايمال ستم گشت .
- داغى بر اين دل نشست كه هرچند در برابر آن صبر و تحمل ورزم ، قرار و آرام نيابم .
- بار گران اين مصيبت پشتم شكست ، چه تاكنون بارى چنين گران بر دوش نكشيدهام .
- و شما اى دشمنان حقيقت ! بعد از رسول حق فرصتى يافتيد و كين خود را از خاندان او بازگرفتيد .
- نه اين بود كه در سايهء آيين محمد به دولت رسيديد و پيش از آن خوار و ذليل بوديد .
- اگر توانى زبان از كام بركشى ، خاندان اميه و فرزندان حرب را گوى :
- با شمشير محمد چندان بر سر خاندانش نواختيد تا دست و شمشير كندى گرفت .
- با كسى راه مكر و فسوس گرفتيد كه جدش رهبر نجاتبخش شما بود .
- پردگيان رسول در ميان كوچه و بازارتان گرفتار ماندند و جز شيون و افغان پناهى نداشتند .
- طوفان كربلا فرونشست و جام مرگ نصيب عزيزان اين خاندان بود .
- چونان گلستان ارم كه طوفان بلا از چپ و راست بر آن بتازد و گلهاى آن را پرپر كند .
- و يا چون اختران تابان كه طلوع نكرده راه افول گيرند .
- چه بدرهاى تابان كه تاريك نشد ؟ و چه سروهاى آزاده كه فرونيفتاد ؟
- از آن پس كه باشتاب عهد و پيمان خود استوار كرديد .
- به پشت برگشتيد و از راه حق كناره گرفتيد .
- چندان نامه نوشتيد تا پاسخ شنيديد و چندان اصرار كرديد تا دعوت شما را پذيرفت .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 370
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٧٠