نكردند .
- آنگاه كه طليعهء كاروان در پايان شب ميان گرد و غبار افق طالع گشت .
- گويا سواران بر پشت زين با نيزهء آهنين ميخكوبند ، چونان پرچمى كه بر قلهء كوهساران برافرازند .
- با دلى آكنده از كين و چشمانى خونگرفته و خشمگين .
- چونان باز شكارى كه در كمين صيد خود نشسته است .
- كوفيان با طعن سنان به استقبال جوانمردانى شتافتند كه يك تنه بر درياى لشكر مىتاختند .
- از جراحت تير و شمشير پروا نكنند و شانه از زير بار نتابند .
- ارادهء آنان خلل نپذيرد و در پهنهء پيكار ، از طعن و ضرب آرام نگيرند .
- چنان تشنهء نبردند كه روز صلح و آشتى كامشان شيرين نگردد .
- دم شمشيرشان از ضرب پيكار شكسته و شمشير ديگران سالم و بىخلل مانده است .
- هماره تيغ تيز را در شانهء يلان فرومىبردند و از خونشان آب مىدادند .
- آن يك بر خاك فتاده ، خون از چاك سرش در فوران است .
- گويا سرخ توت بر سرش افتاده و يا برگ ارغوان بر تنش روئيده است .
- آن دگر با طعن سنان از پشت زين سرنگون گشته و سمند ابلقش بىصاحب مانده است .
- اگر كوفيان راه مكر و دغل نمىپيمودند ، ننگ عار و فرار بر جان خود مىخريدند .
- به آخر ، غبار كين بر آسمان برشد و روان آن پاكمردان به جانان پيوست .
- مصيبتى فرود آمد و احمد و خاندانش در ملأ اعلى به ماتم نشستند .
- غمى كه از آن جانكاهتر نباشد و دردى كه مغز جان را بسوزاند .
- تيرى كه خطا نكرد ، ولى دست تيراندازش شكسته باد .
- بگو به حربزادگان و به آن كوران و گمراهانى كه بر گرد خود جمع كردند و نيز بدانها كه خودخواهى و خودكامى بر سرشان لگام افكند و به خواب خرگوشى فرورفتند .
- مپنداريد كه از جام پيروزى كامروا گشتيد ؛ فرجام كار ، تلختر از حنظل است .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 367
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٦٧