- اينان به استقبال مرگ شتافتند و پيشتازان هميشه جان به كف باشند .
- در ميان شما جز مردم بدكار نبينم ، مردمى سراپا ننگ و عار .
- آنها كه از خوف فقر ، دست عطا نگشايند و از صولت مرگ پيش نتازند .
- اى آل ياسين ! ولايتان رهبر آيين استوار است .
- فرشتگان در خانهء شما فرود آيند و آيات قرآن در دل و جانتان نزول گيرد .
- شما حجت بر حقّ خداوندگاريد در ميان خلق .
- جز با مهر و ولايتان ، كجا قرب و منزلتى به سوى پروردگار جهان حاصل آيد ؟
- به خدا سوگند ، نه هرگز نظم و نثرم از ياد شما خالى ماند و نه دل يا زبانم .
- و نيز دشمنانتان نه از زخم زبانم در امان مانند و نه از تير جان ستانم .
- و نه در روز ماتمتان ، لب به خنده و شادى برگشايم .
- اگر به روزگار پيشين نبودم كه با تيغ تيز نصرت و ياريتان كنم ، اينك با زبان به مقابله برخيزم .
- درود خداوند نثارتان باد و حق تعالى مزارتان را از ژالهء بهارى سيراب كناد .
- ابرى پرباران با رعدى خروشان كه زهرهء شير ژيان به درد .
- خدا را ، چگونه بر شما رحمت آرم كه شما خود رحمت همگانيد .
رثاى ديگرى دربارهء سيد الشهدا سروده كه در جلد اول ديوانش ثبت است :
- چسان از شهد زلال كامياب گردم ، با اينكه سراپردهء رسول خالى و ويران است ؟
- روزگار از جدايى و آوارگى شما كامياب شد و شما از عيش و زندگى كامياب نگشتيد .
- از آب فرات شما را راندند ، با آنكه گاو و گوسفند بر كنار آن سيراب است .
- به روز عاشورا چشمها خون گريست و دردى بر دلها نشست كه دوا نپذيرد .
- مصيبت به دنيا فراوان است ، اما اين مصيبت فراموشى نگيرد .
- سياهى و تاريكى فضا را گرفت ، صبح روشن كو ؟ درد بالاى درد فزود ، شفا كو ؟
- دلهاى بريان در سينه مىتپد ، گويا عزم پرواز دارد .
- اى كه زبان ملامت باز كردهاى و بر اشك سوزانم نكوهش آورى !
- از من پاسخى جز حسرت و آه و نالههاى جانكاه نيابى .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 368
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٦٨