- چسان داغ دل را فراموش كنم ، با آنكه خاندان محمد آواره گشت و بىپناه ماند ؟
- مركوبشان از رفتار ماند و حقوق آنان پايمال شد .
- گويا نژاد از رسول خدا ندارند و از خاندان او بيگانهاند .
- اى ستارگان رخشان كه پرتو انوارتان آسمانها را درنورديده ، مردم گول و احمق بىخبرند .
- اگر جمعى رهبر دوزخند ، شما خود رهبران بهشت عدن باشيد .
- بگذاريد كه اين قلب فگارم بخروشد و بام و شام بر شما ناله زند .
- اين سيلاب اشك نيست كه از ديدگانم روان است ، خونابهء دل از رخسارم چكان است .
- بىوجود شما ، زندگى برايم مرگ است و خيرى در عيش و بقا نيست .
- اگر شهد زندگى در كام شما شرنگ بود ، عيش و نعمت هم در كام من جز تلخى نيفزود .
- خدا آن قوم را تباه كند كه حرمت شما را پاس نداشتند و نيكى را با بدى مكافات كردند .
- به هنگام سختى و افتادگى ، دستگيرى نيابند و در روز پاداش بهرهياب نگردند .
- مزارتان از باران رحمت هماره سيراب و سرسبز و خرم باد .
- ابر بهارى سوى بارگاهتان پويد و رعد و برقى بارانزا در پى آن خيزد .
- گويا شتران آبستن بار خود فرونهادهاند كه فرايد و غوغا بر هواست .
وى نيز در چكامهاى به روز عاشورا امام حسين را مرثيه گفته كه در جزء ششم ديوانش ثبت شده است با اين مطلع :
يا يوم أىّ شجى بمثلك ذاقه * عصب الرسول و صفوة الرحمان « 1 »
در قصيدهء ديگرى به روز عاشوراى سال 413 ه جدّش سيد الشهدا را مرثيه گويد كه در جزء سوم ديوانش ثبت است :
- كاروان رفت ، اين تو و اين شبهاى دراز با رنجى كه فرونخواهد كشيد .
- با قطرات اشكى كه اگر در ديده حبس كنى ، چون سيل از گوشهء چشم روان گردد .
هامش
( 1 ) . اين چكامه در اصل 19 بيت است كه احتمالا مترجم محترم به جهت پرهيز از تكرار ، از ترجمهء آن چشم پوشيد . ( و )