- دلها وارونه است و چشمها كور و نابينا .
- بر درگاه دولتمندان صلا در ده و بگو : كو آن يلان كوهپيكر ؟
- كجايند حاميان مكرمت و فضايل ؟ كجايند فداكاران عزتمند ؟
- از يكسو ، از چنگالشان مرگ مىباريد و از سوى ديگر ، بذل و نوال .
- روز پيكار كه با يلان درگير شدند ، دشمن را به خاك و خون كشيدند .
- چرخ روزگار به دست آنان كه سرور و سالار جهانيان بودند ، به چرخش درآمد .
- يك روز دولت و قدرت را در اختيارشان نهاد و روز ديگر باز پس گرفت .
- اسباب عيشونوش فراهم بود ، سپس جدايى و پراكندگى حاكم گشت .
- دستها اينك از هرگونه دولت و نعمت خالى است .
- شمشيرهاى آبدار و نيزههاى تابدار و اسبهاى لاغرميان بىصاحب ، همه مهمل ماندهاند .
- به اميد صبحدم در خواب ناز شدند و از گردش نيمشب بىخبر ماندند .
- خدنگى از شست روزگار رها شد و به دردى گران گرفتار آمدند كه آن را دوايى نيست .
- تير مرگ از كمان جست و هدف را از هم دريد .
- با گذشت آنان بساط فضايل و نيكيها برچيده شد و اساس مكرمت در هم ريخت .
همو قصيدهء ديگرى در سوكوارى بر استاد بزرگمان شيخ مفيد ، محمد بن محمد بن نعمان ( م 413 ) سروده است كه در جزء سوم ديوانش ثبت است :
- آن كيست كه در گيتى جاويد زيست ؟ كدام جامهء فاخر جاودانه ماند ؟
- لختى مهلت ، تا بر دوستان و درگذشتگان بگرييم .
- آن پيران زمينگير و جوانان نورس و نوباوگان خرد كه از ما مفارقت جستند .
- آن يك بخيل و ممسك بود و آن دگر بخشنده و مهماندار و مهماننواز .
- بر قلهء كوهساران نشيمن داشتند ، اما اينك در دل خاك جاى گرفتند .
- مرگ باد بر آن مرد مهمل كه چون پندارد ديدهء روزگار بر او ننگرد ، در خواب غفلت است .
- گويا مردم روزگار از خواب خرگوشى هرگز برنخيزند .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 373
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٧٣