ما ذا جنته ليلة التعريف * شغفت فؤادا ليس بالمشغوف « 1 »
قصيدهء ديگرى در جزء پنجم ديوانش ثبت است كه در سوك سيد الشهدا سروده است :
- اى خانهء پارسايان ، اى ديار شب زندهداران و روزهداران ! از چه آسمانت بىستاره گشت ؟
- نه ديرى است كه ساكنان اين سامان در سايهء عيش و نشاط ، خرم و شادان بودند و به هنگام چاشت و شام از شراب بهشتى سرخوش و شيرينكام .
- سيلاب اشك از رخسار ببارم ، و گرنه جوى خون از ديده روان سازم .
- اينك نگرانم كه ساكنان اين ديار ، پوستشان بر استخوان خشكيده ، چنان زار و نزار كه پندارى اعضايى چون ريسمان پوسيده به هم آويخته است .
- ددان و جانوران گوشت و استخوانشان بردند و جمجمهها را در كنار سم وانهادند .
- اى يار جانى ! آن روز كه از سوز فراقم گوشتى بر استخوان نماند ، حال زارم ديدى و دانستى و به رو نياوردى ، اما به درد بىدرمانم راه نبردى .
- از سوز درونم بىخبرى ؛ عاشق شيدا كجا و بىخبران وادى عشق كجا !
- سوز و گدازم نه بر آن هودج زرين است كه منزل به منزل مىرود و نه بر آن فربهء لاغرميان سيمينساق بلورينگردن مرمرينساعد .
- نالهء جانگدازم به ياد عزيزانى است كه در بيابان « طف » در پنجهء كركسان و ددان به خاك درغلتيدند ، با سينهء درهم كوفته از سنان و سر جدا در خاك و خونتپان .
- اعضاى پيكرشان چونان عقد ثرياى از هم گسيخته ، به اطراف هامون پراكنده گشته است .
- گويى بساط زمين از سوى گنبد خضرا با اختران تابان تيرباران گشته است .
- از كرم دعوت كوفيان پذيرفتند ، اما چه سوگندها كه كوفيان خوردند و بدانها وفا
هامش
( 1 ) . اين دو قصيده با آنكه چند بيتى از هريك ترجمه شده است ، امّا چون نمونهء آنها قبلا ترجمه و ثبت گرديد و تكرار آن معانى ، مناسب به نظر نرسيد و ارتباطى هم با موضوع غدير نداشت ، از آنها صرفنظر شد . ( و )