- به نذرشان وفا كردند و خدايشان ستايش كرد ، با آن شرايط كيست كه به نذر خود بپايد .
- آرى ، آنان از حساب و بازجويى رستاخيز بيمناكند ، روزى كه شرار شكنجه و عذابش در هوا پران است .
- خدايشان از آسيب آن روز در پناه گرفت كه جز خرمى و نشاط نبينند .
- به پاس صبر و شكيبايى در شدايد ، بوستان بهشت و جامههاى حرير پاداش گرفتند .
- تكيه زنند بر تختهاى زرين در سايهء انبوه درختان ، نه خورشيدى پيدا و نه سوز سرما .
- جامهاى شراب گوارا به گردش درآيد ، شرابى كه از چشمهء قدرت پر شود .
- در پيالهء نقره و ميناى بلور ، وه چه زيبا و خوشتراش !
- جامى ديگر از سلسبيل با عطر زنجبيل كه كام را شيرين و معطر سازد و دل را شفا بخشد .
- در عرصهء بهشت به هرسو بنگرى ، نعمتى پايدار بينى با سلطنتى برقرار .
- جامهها از تافتهء سبز كه پرتو آن دلرباست .
- حلقههاى نقرهء خام ، زيور دست و گردن و از همه والاتر ، شراب ناب كه خمار از سرها بزدايد . « 1 »
- عبد العزيز جلودى « 2 » كه مردى راستگو و نيكوكار بود ، حديث كرد :
- از راستگويان دگر همچون علائى كه ياد هردو گرامى باد .
- تا برسد به ابن عباس كه گفت : جمعى در خدمت رسول خدا بوديم .
- دخترش فاطمهء بتول گريان و نالان دررسيد . « 3 »
- فرمودش : چيست اى دختركم كه گريانى و نالان ؟ در پاسخ آهسته گفت :
هامش
( 1 ) . اين ابيات مأخوذ است از دهر 76 / 5 - 21 . ( و )
( 2 ) . وى ابو احمد ، ابن يحيى بصرى ، يكى از مؤلفان اماميه و موثقان ثابتقدم است كه در فقه و حديث و تاريخ كتابهاى باارزشى تأليف كرده و در هفدهم ذيحجّهء سال 332 جهان را بدرود گفته است .
( 3 ) . اين ابيات را ابن شهر آشوب در كتاب مناقب به نام عبدى ثبت كرده است و ما گمان برديم كه مراد ، سفيان بن مصعب عبدى است ؛ از اينرو ، در ضمن شرح حال او در الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 2 / 318 يادآور اين اشعار شديم ، بعد كه بر تمام قصيده دست يافتيم ، متوجه شديم كه منظور ، ابن حماد عبدى است .