- زنان گردم جمع آمدند و هريك به زبانى سركوفت زدند :
- پدرت ترا با على كابين بست ، شوهرى فقير و بىمال .
- فرمود : فاطمه جان گوش فرا ده ! خداى را سپاس گزار كه نعمت سرشارى نصيبت كرد .
- جز به فرمان خداى ، ترا با على جفت نكردم ، همان خداى كه تدبيرش نكوست .
- خدا به جبريل فرمان داد و او با آواى بلند در آسمانها صلا در داد .
- فرشتگان همه فراآمدند و در بيت المعمور گرد جبرئيل انبوه گشتند .
- جبريل بهپا خاست و حق ستايش و بزرگداشت حق به جاى گذاشت .
- آنگاه ندا در داد : پروردگارا شاهد باش كه فاطمه را با على ، جوانمرد پاكگوهر ، جفت كردم .
- خداى آسمانها فرمود : كابين اين فرخنده ازدواج را من مقرر سازم كه بالاترين كابين است .
- يك پنجم سود ويژهء آب و خاك ؛ و مهر و داد آنان را بر همگان فرض و مسلم ساختم .
- بدين هنگام درخت طوبى شادباش خود را بر حوريان نثار كرد ، مشك عنبر و عبير . « 1 »
- روايت است از رسول خدا سخنى كه در ميان امت مشهور است .
- فرمود : در آن اثنا كه بهشتيان در بوستانها مىخرامند ، پرتوى بتابد .
- چنان پرتوى كه از درخشش آن چشمها خيره شود ، شگفت آورند و فرياد زنند .
- مگر نه خداى عزت فرمود : آنجا نه خورشيد تابد و نه سوز سرما باشد ؟
- هاتفى بهشتيان را پاسخ دهد : آرام گيريد ، شما از هرآفتى درامانيد .
- سرور و سالارتان على با زهراى مرضيه سخنى گفت كه او را به وجد آورد .
- اين درخشش و پرتو از شكرخند مبارك اوست . حق او را بشناسيد و يادش را گرامى داريد .
- اى زادگان احمد ! به رستاخيز ، پشت و پناه من شماييد .
- به خاطر شما و به فرمان شماست كه دوستان سعادت يابند و دشمنان شما در آتش سوزان جاى كنند .
هامش
( 1 ) . شرح اين احاديث را در الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 2 / 318 ، ملاحظه فرماييد .